مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ١٥٦
٣ ـ ٢ . نصّ يكى از رجاليان متأخّر
چنان كه در بحث تاريخى اشاره شد ، رجاليان متأخّر (مانند علاّمه حلّى و ابن داوود) بر اساس ديدگاه ها و اجتهادهاى رجالى خود و يا نقل از رجاليان پيشين ، درباره راويان از جهت اعتبار و عدم اعتبار ، اظهارنظر كرده اند . يكى از راه هاى يافتن اعتبار راويان ، مراجعه به سخن اين رجاليان است . نقل با سند از رجاليان متقدّم ، خبرويت و ... ممكن است در اين جا ، مبناى حجّيت و پذيرش باشد . [١] مهم ترين مسئله درباره اعتبار اظهارنظرهاى رجاليان متأخّر ، اين است كه چون بين آنها با راويانى كه نياز است اعتبار آنها مشخّص گردد ، قرن ها فاصله افتاده ، چگونه مى توان سخن آنها را درباره اين راويان ، معتبر دانست؟ اين مشكل را در مورد رجاليان متقدّم ، وارد ندانسته اند . قبلاً در بحث تاريخى بيان كرديم كه چگونه اين مشكل در مورد رجاليانى كه عملاً از سخن آنها استفاده مى شود و به عنوان رجالى متقدّم قلمداد مى گردند نيز وجود دارد . بنا بر اين ، لازم است مبانى پذيرش قول رجالى به طور كلّى و يكْ جا مورد بحث قرار گيرد و احتمال هاى مختلف آن بررسى گردد .
٤ ـ ٢ . نقل اجماع
راه ديگر براى بررسى اعتبار راوى ، نقل اجماع است . در اين مورد ، گرچه قدر مسلّم ، نقل اجماع متقدّمان رجالى است ؛ ولى خصوصيت نقل اجماع نسبت به سخن يك نفر ، در اين است كه اوّلاً ممكن است موجب وثوق و اطمينان عقلايى بر صحّت مفاد آن گردد ؛ ثانيا كاشف از آن است كه مفاد سخن از متقدّمان گرفته شده است نه اين كه اجتهاد خود متأخّران باشد . اين خصوصيت ، باعث مى شود كه گفته شود نقل اجماع ، حتى از رجاليان متأخّر نيز معتبر و مورد
[١] معجم رجال الحديث ، ج ١ ، ص ٤٣ ؛ كلّيات فى علم الرجال ، ص ١٦٠ .