مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٥١
يا خودْ شاهد بدون واسطه (و شبيه به آن) بوده اند يا سند معتبر به چنان شاهدهايى داشته اند . بنا بر اين ، سخن آنها از باب شهادت است ، نه خبرويت و اجتهاد درموضوع ؛ [١] ولى اين نكته به هيچ وجه نمى تواند سخن آنها را داخل در باب شهادت و اِخبار كند . درست است كه آنها قطعا در اظهارنظرهاى خود از كتاب هاى معروف متعدّد زمان خود استفاده كرده اند ؛ ولى اين غير از نقل و اِخبار از آن كتاب هاست . اين درست به آن مى مانَد كه بگوييم چون مجتهدان آن زمان ، فتواهاى خود را بر اساس احاديث و روايات مدوّن در كتاب هاى معروف و مشهور صادر كرده اند ، پس فتواى آنها براى ما حجّت است . البته برخى با شرايطى همين سخن را هم گفته اند ؛ ولى اوّلاً صاحبان آن ادّعا (ادّعاى شهادت يا اِخبار بودن قول شيخ طوسى و نجاشى در رجال) اين گفته را قبول ندارند ، و ثانيا اين گفته هم در جاى خود ، صحيح به نظر نمى رسد . حداكثر چيزى كه مى توان گفت ، اين است كه فتاواى قدمايى مانند شيخ صدوق ، شيخ مفيد يا حتّى شيخ طوسى دركتاب هاى صرفا فتوايى (مانند النهاية) ، بعضا متن روايات است ، به اين معنا كه عبارت ها را از كتاب هاى روايى اخذ كرده اند ؛ ولى مگر هر عبارتى كه در كتاب هاى روايى هست ، براى ما حجّت است؟ بايد قرائن خارجى و داخلى آن ديده شود ، سند آن بررسى گردد ، معارض آن بررسى شود و ... تنها مطلبى كه هست ، امكان دارد از چندين مورد اتّفاق فتواى قدما بر حكمى ـ بويژه اگر روايتى هم در آن مورد نباشد ـ به دست آوريم كه مفاد آن فتوا از اصول مسلّم يا به اصطلاح از «اصول متلقاة» بوده است . البته اين روند نيز خود يك اجتهاد است كه با مبنايى حاصل شده و ممكن است در رجال هم اجرا شود ؛ ولى اين كجا و اعتماد بر هر يك از توثيق ها و تضعيف ها كجا؟ كسى كه بر تك تكِ توثيق ها و تضعيف هاى كسانى چون شيخ طوسى و
[١] در بخش هاى آينده ، اين مبانى و اصطلاحات با توضيح و تفصيل خواهد آمد .[٢] معجم رجال الحديث ، ج١ ، ص٤١ ؛ بحوث فى فقه الرجال ، ص٨٧ .[٣] رجال الطوسى ، ص٤٤٧ .[٤] الفهرست ، ص٢ .[٥] رجال النجاشى ، ص١٦ .[٦] همان ، ص٣٨ .[٧] ر .ك : همان ، ص٢٨ ـ ٢٩ .[٨] معجم رجال الحديث ، ج١ ، ص٤١ . البته ايشان قول برقى ، ابن قولويه ، كشّى ، صدوق و مفيد رحمهم الله را هم به قول شيخ طوسى و نجاشى افزوده است ؛ ولى با توجّه به نكاتى كه گفتيم ، به دليل تفاوت در تاريخ زندگانى اينان و درنتيجه ، تفاوت در معاصر بودن آنها با برخى از راويان ، امكان تفاوت گذاشتن بين آنها وجود دارد . مثلاً احمد بن محمّد بن خالد برقى (بنا بر اين كه قول رجالى قابل اعتنايى از او در دست باشد) ممكن است به شهادت از حس بتواند راوى را نقد كند كه نجاشى به دليل فاصله زمانى با او نتواند و قول او از باب حدس و اجتهاد باشد .[٩] همان جا.[١٠] همان ، ص٤٢ .[١١] همان جا .[١٢] همان ، ص٨٧ به بعد (المقدمة الخامسة) .[١٣] بحوث فى فقه الرجال ، ص٨٨ .[١٤] همان جا .[١٥] همان جا .[١٦] همان ، ص٨٩ .