مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٩٤
خاتمه مستدرك الوسائل ، تلاش كرده با بررسى شرح كتاب هايى از منابع حديثى كه افزون بر منابع صاحب وسائل آورده ، اعتبار غالب آنها را اثبات كند . [١] پرداختن به سخنان اين متتبّع گران قدر درباره هر يك از اين كتاب ها ، از حوصله اين دفتر خارج است ؛ امّا تذكّر دو نكته درباره آن مفيد است : اوّل اين كه به اعتراف خود ايشان ، به دليل عدم رونق و رواج اين كتاب ها طى چندين قرن (از حدود زمان شيخ طوسى تا دوران معاصر) نمى توان بر نسخه هاى موجود آنها كه طبعا داراى شهرت و اعتبار الكافى هم نيست ، اعتماد كرد . دوم اين كه بسيارى از اين كتاب ها ، منابع كتب اربعه اند و بسيارى از احاديث آنها با وحدت الفاظ يا لااقل معانى ، در كتب اربعه آمده است . از اين رو ، ثمره چندانى در تلاش براى اثبات حجّيت آنها باقى نمى مانَد . شايد به دليل همين دو نكته است كه كتاب مستدرك الوسائل ، حاجى نورى ، با وجود زحمات فراوان و طاقتفرسايى كه در جمع آورى آن به انجام رسيده ، عملاً همانند كتب اربعه حديثى و منابع جمع آورى شده از آنها مانند وسائل الشيعة ، جاى خود را در روند استنباط و اجتهاد شيعه باز نكرده است . امّا استدلال هاى كلّى صاحب وسائل تا آن جا كه دلالت بر اعتبار و حجّيت اخبار كتاب هاى مشهور مى كند ، درپى مى آيد : ١ . مقتضاى حكمت پروردگار و رحمت پيامبر اكرم و ائمه عليهم السلام براى شيعه اين است كه لطف آنها شامل حال نسل هاى آينده هم بشود . براى اين كه چنين شود ، لازم است اين نسل ها اصولى در اختيار داشته باشند كه در زمان غيبت به آن عمل كنند . مصداق اين اصول ، همين كتاب هاى مشهور حديثى است كه بايد عمل به آنها
[١] مستدرك الوسائل ، ج٣ ، ص٢٩٠ : «فكم من . . . أصل من معظم الأصول كان عند القدماء عليه المعوّل لا غنا لهم عنه ولا متحوّل كان لهم عليه في العمل المدار وفي اشتهار الصحة كالشمس في رابعة النهار أصبح في هذه الأعصار مجهول الانتساب والمقدار . . . فيشتدّت بحمداللّه تعالى فيها أساس صحته . . .» .[٢] وسائل الشيعة ، ج٢٠ ، ص٩٧ .[٣] همان ، ص٩٧ ـ ٩٨ .[٤] همان ، ص٩٩ .