مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٦٩
دوم است كه درباره كافى نبودن قول يك عادل در احراز وثاقت يا عدالت راوى سخن گفته است . [١] اگر به آن دسته از مبانى رجالى كه عملاً در علم درايه موردبحث قرار مى گيرند ، توجّه كنيم ، مى توانيم سابقه تأليف و تدوين اين مبانى را به زمان تدوين اين علم در نزد شيعه هم برسانيم . البته قديم ترين تدوين موجود از اين علم نيز الدراية ى شهيد ثانى است كه فاصله چندانى با منتقى الجمان ياد شده تأليف فرزند ايشان ندارد . امّا چنانچه به تدوين برخى از مبانى رجالى ـ بدون نظر به اين كه كارى در علم رجال است يا در علمى ديگر ـ توجّه كنيم ، برخى از مباحث اصولى سابقه دار ، مانند حجّيت خبر واحد و شرايط آن نيز ممكن است به نحوى سابقه تدوين مبانى رجالى تلقّى گردد . به هر حال ، روند آغاز شده در دوره پنجم تا عصر حاضر امتداد دارد . اكنون فهرستى از مبانى رجالى در دست است كه به طور معمول در آغاز مجموعه هاى رجالى به عنوان «مقدمه» يا «فايده» گرد آمده و مورد بحث قرار گرفته اند ؛ همچنان كه تأليف هايى به عنوان : اصول رجالى ، كلّيات علم رجال ، فقه رجال و ... وجود دارد كه در آنها ، ضمن مباحث ديگرى كه براى وارد شدن در فن رجال لازم است (مانند شناخت برخى اصطلاحات ، كتاب ها و تاريخچه رجال) ، به مبانى رجالى هم پرداخته مى شود . مباحث توثيقات خاص و حجّيت آنها ، توثيق هاى عام (مانند اصحاب اجماع ، مشايخ ابن قولويه ، راويان تفسير على بن ابراهيم و ...) و يا بحث هايى در حجّيت روايات كتب اربعه يا كتاب هاى قديمى مشهور حديثى ، از اين قبيل مباحث اند . در ادامه اين تحقيق با دسته بندى مناسب ، همه اين مباحث را تا آن جا كه به مبانى رجالى مربوط مى شود ، مطرح و بررسى مى كنيم .
[١] منتقى الجمان ، ج١ ، ص١٦ .