مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٦٠
الفهرست عمل كرده و با فاصله زمانى اى كه با او داشته اند ، كار او را تكميل كرده اند . امّا در مورد احمد بن طاووس ، اوّلاً او را آغازگر تقسيم خبر به اعتبارِ حال راويان آن به صحيح ، حَسَن ، موثّق و ضعيف دانسته اند . [١] اين تقسيم ، خود تحوّلى است در ارزشيابى حديث كه آن را بر محور اوصاف اشخاص راوى مى گرداند. درمقابل در دوره هاى قبل ـ چنان كه گذشت ـ معروفيت كتاب هاى حديثى ، اصالت آنها و ساير قراين ، نقش اساسى داشته اند. [٢] ثانيا متتبّع آگاه ، صاحب مستدرك الوسائل ، درباره او سخنى دارد كه نشان مى دهد تحوّل رجالى نسبت به پيشينيان ، از زمان او آغاز شده است . وى درباره احمد بن طاووس مى گويد : او نخستين كسى است كه در رجال ، اِعمال نظر كرد ، سخنان رجاليان را در جرح و تعديل مطرح كرد ، به تعارض هاى آنها پرداخت ، چگونگى جمع بين آنها و رد يا پذيرش برخى را نشان داد و اين راه را براى كسانى كه پس از او آمدند ، باز كرد . [٣] التحرير الطاووسى ، بخشى از مجموعه بزرگ رجالى سيّد بن طاووس است كه به همّت صاحب المعالم استخراج شده و اكنون در دست است . شيوه اجتهادى ابن طاووس به گونه اى كه صاحب مستدرك الوسائل نقل كرده ، از همين كتاب به دست مى آيد . وى در اين بخش ـ كه در واقع گزارش نقّادانه اختيار معرفة الرجال (رجال الكشّى) است ـ تلاش مى كند با جمع بين روايات متفاوت درباره افراد و استفاده از سخنان رجاليان پيشين ، به يك جمع بندى مشخّص درباره هر فرد برسد . تداوم كار ابن طاووس ، به دست دو شاگرد ممتاز او يعنى علاّمه حسن بن يوسف بن مطهّر (علاّمه حلّى) و حسن بن على بن داوود (ابن داوود حلّى) صورت گرفته است . اين دو ، صاحب دو كتاب رجالى معروف در اواخر قرن هفتم
[١] منتقى الجمان ، حسن بن زيد الدين (الشهيد الثانى) ، ج١ ، ص١٤ .[٢] همان جا و ص٨ .[٣] خاتمة مستدرك الوسائل ، ج٣ ، ص٤٦٧ (السابع من مشائخ العلامة) .