مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٥٨
قبلاً توضيح داديم ، دليل بر اين است كه در جاهاى ديگر كه به كسى استناد نمى كند ، بر مبناى نظر كارشناسى خود سخن گفته است . البته لازمه خبرويت و كارشناسى در رجال ، احاطه بر اقوال ديگران درباره شخص مورد نقد هم هست ؛ ولى به اين معنا نيست كه صرفا قول ديگران را نقل مى كند . برخى ديگر از صاحب نظران هم به گونه اى ديگر تلاش كرده اند حسّى بودن شهادت كسانى چون شيخ طوسى و نجاشى را اثبات كنند . دلايل چهارگانه ايشان را با پاسخ آن به صورت فشرده در ذيل مى آوريم : ١ . برخى از اين رجاليان هم عصر يا قريب العصر با راويان اند . [١] در پاسخ مى گوييم در هر موردى كه چنين معاصرتى وجود داشته باشد ، تسليم مى شويم ؛ ولى چنان كه قبلاً گفتيم ، در غالب موارد چنين نيست ؛ زيرا عملاً بيشترين توثيق و تضعيف ها از آنِ شيخ طوسى و نجاشى است كه با بيشتر راويان ، فاصله زمانى قابل اعتنايى دارند . ٢ . فراوانى تصنيفات رجالى در آن زمان . [٢] اين دليل همانى است كه به نقل از يكى از صاحب نظران نقل و نقد شد . ٣ . صاحبان اصول رجالى مى دانسته اند كه اجتهاد و اِعمال نظر هر مجتهدى براى ديگران حجّت نيست . پس اگر مى خواستند از روى اجتهاد به اظهارنظر بپردازند ، بايد به اجمال يا تفصيل ، اشاره اى مى كردند . [٣] پاسخ اين گفته ، چندان دشوار نيست ؛ زيرا اوّلاً مگر ثابت شده كه صاحبان اين كتب انتظار داشته اند كه ديگران ، سخنان آنها را تعبدا بپذيرند؟ اينان مانند هر دانشمند ديگرى در هر علمى نظر خود را گفته اند تا ديگران با توجّه به قرائن و شواهد ديگر ، حق را از ناحق تشخيص دهند .
[١] بحوث فى فقه الرجال ، ص٨٨ .[٢] همان جا .[٣] همان جا .