مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٥٧
تفصيل سخن گفتيم . ثانيا آن سيره عقلايى اى كه بر اساس آن ، اِخبار ثقه بر حس نهاده مى شود ، نه حدس ، در جايى است كه قرائن و دلايلى بر حدسى بودن آنها نباشد . فاصله طولانىِ زمانى ، خود بهترين قرينه است كه شنونده ، توهّم ناظر بودن بر جريان و حسّى بودن را نكند ، و اگر بخواهد به صورت نقل ثقه از ثقه حسّى باشد ، نقل كننده يا بايد سلسله سند را ذكر كند يا مثلاً بگويد كه سلسله اسناد را حذف كرده است كه در اين صورت ، نقل او به دليل ارسال ، از حجّيت مى افتد . البتّه گوينده اين سخن ، همين حالت را درباره نقل روايات نمى پذيرد و مثلاً حجّيت اخبار كتب اربعه را به دليل اين كه از روى كتاب هاى معروف و مشهور بين اصحاب نقل شده ، قبول نمى كند . [١] ثالثا وجود كتاب هاى رجالى فراوان در آن عصر و تلاش هاى دانشمندان رجال شناس در نقد رجال ـ به گونه اى كه از شيخ طوسى نقل شده است ـ هيچ دلالتى بر اين ندارند كه كار شيخ طوسى و نجاشى به عنوان رجالى ، فقط نقل و روايتِ گفته هاى ديگران بوده است . مگر وجود كتاب هاى متعدّد فقهى در عصر شيخ طوسى باعث مى شود كه بگوييم شيخ در فقه خود ، فقط به نقل آراى ديگران پرداخته است؟ وقتى توجّه كنيم كه نقد رجال يك فن و علم بوده ـ كه با توجّه به گفته هاى افراد و روايت هاى مختلف از معصومان عليهم السلامدرباره يك شخص شكل گرفته است ـ بالطبع تصديق خواهيم كرد كه توثيق ها و تضعيف هاى شيخ طوسى و نجاشى ، همراه با اِعمال نظر در جمع بين گفته هاى متفاوت و روايت هاى احتمالاً متعارض بوده است . رابعا گفته نجاشى كه گاهى سخن خود را به «أصحاب الرجال» مستند مى كند ، نه تنها دليل بر نقلى بودن (نقل از حسّ) كار او به طور كلّى نيست ؛ بلكه همچنان كه
[١] در بخش هاى آينده ، اين مبانى و اصطلاحات با توضيح و تفصيل خواهد آمد .[٢] معجم رجال الحديث ، ج١ ، ص٤١ ؛ بحوث فى فقه الرجال ، ص٨٧ .[٣] رجال الطوسى ، ص٤٤٧ .[٤] الفهرست ، ص٢ .[٥] رجال النجاشى ، ص١٦ .[٦] همان ، ص٣٨ .[٧] ر .ك : همان ، ص٢٨ ـ ٢٩ .[٨] معجم رجال الحديث ، ج١ ، ص٤١ . البته ايشان قول برقى ، ابن قولويه ، كشّى ، صدوق و مفيد رحمهم الله را هم به قول شيخ طوسى و نجاشى افزوده است ؛ ولى با توجّه به نكاتى كه گفتيم ، به دليل تفاوت در تاريخ زندگانى اينان و درنتيجه ، تفاوت در معاصر بودن آنها با برخى از راويان ، امكان تفاوت گذاشتن بين آنها وجود دارد . مثلاً احمد بن محمّد بن خالد برقى (بنا بر اين كه قول رجالى قابل اعتنايى از او در دست باشد) ممكن است به شهادت از حس بتواند راوى را نقد كند كه نجاشى به دليل فاصله زمانى با او نتواند و قول او از باب حدس و اجتهاد باشد .[٩] همان جا.[١٠] همان ، ص٤٢ .[١١] همان جا .[١٢] همان ، ص٨٧ به بعد (المقدمة الخامسة) .[١٣] بحوث فى فقه الرجال ، ص٨٨ .[١٤] همان جا .[١٥] همان جا .[١٦] همان ، ص٨٩ .