مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٥٤
نقل و ياد از كس ديگر به توثيق ، تضعيف و به طور كلّى توصيف رجالى افراد مى پردازد و اين ظاهرا بيانى كارشناسانه است ، نه نقل از ديگران . ثانيا در برخى موارد ، پس از نقل يك مطلب رجالى ، درباره آن نظر و رأى مى دهد . مثلاً درباره ابراهيم بن هاشم مى گويد : قال أبو عمرو الكشي : تلميذ يونس بن عبد الرحمان من أصحاب الرضا عليه السلام . هذا قول الكشّي وفيه نظر . [١] ابو عمرو كشّى گفته است : [ ابراهيم بن هاشم ] شاگرد يونس بن عبد الرحمان از ياران امام رضا عليه السلام بوده است ؛ ولى در اين قول ، نظر و اشكال هست . اين عبارت ، نه تنها نشان دهنده جايگاه كارشناسانه براى نجاشى است ؛ بلكه به كشّى نيز به عنوان يك كارشناس نگاه شده است ، نه ناقل و راوى . در جاى ديگرى درباره حنين بن ابى سعيد هاشم بن حيان مكّارى مى گويد : ... و كان الحسين ثقة في حديثه ، ذكره أبو عمرو الكشّي في جملة الواقفة وذكر فيه ذموما و ليس هذا موضع ذكر ذلك . [٢] حسين در حديث ، ثقه است . ابو عمرو كشّى او را در شمار واقفيه آورده و درباره اش مذمّت هايى را ذكر كرده است؛ ولى اين جا جاى بيان آنها نيست. در اين جا پس از توثيق قاطع اين شخص از ديدگاه خود ، از سخن كشّى و مذمّت هايى كه براى او گفته است (يا به عنوان روايت از معصوم عليه السلام يا به نقل از ديگران يا نظر خودش) ياد مى كند و درست به عنوان يك كارشناس ، پاسخ به آنها را به جاى ديگرى حوالت مى دهد . البتّه در مواردى تضعيف يا توثيق را به اصحاب يا رجاليان نسبت مى دهد ؛ [٣] امّا
[١] رجال النجاشى ، ص١٦ .[٢] همان ، ص٣٨ .[٣] ر .ك : همان ، ص٢٨ ـ ٢٩ .