مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٥٠
ولادت نجاشى به سال ٣٧٢ و وفات او در ٤٥٠ق ، بوده است و شيخ طوسى بين سال هاى ٣٨٥ تا ٤٦٠ق ، مى زيسته است ؛ يعنى حيات علمى آنها اواخر قرن چهارم و بيشتر ، بلكه دوره عمده آنها در نيمه اوّل قرن پنجم بوده است . بنا بر اين ، اظهارنظرهاى آنها حدّاقل درباره راويانى كه تا اوايل ، بلكه اواسط قرن چهارم از دنيا رفته اند ، نمى تواند مستقيما و بلا واسطه از روى حسّ و شهادت حسّى باشد .البته اظهارنظر بر اساس تواتر ، استفاضه و شهرت درباره كسانى كه معروفيت و شهرت روشنى دارند ، مانند زراره ، محمّد بن مسلم و يا ابن ابى عمير و صفوان ، و يا نوّاب خاصّه ، محمّد بن يعقوب كلينى و ... امر ديگرى است كه احراز وثاقت آنها صرفا مبتنى بر اعتماد بر قول مانند شيخ طوسى و نجاشى نيست . ٢ . مستند نبودن اقوال مؤلّفان اين دوره . شيخ طوسى و نجاشى (بخصوص شيخ طوسى) ، اظهارنظرهاى خود را درباره رجال ، غالبا مستند به كسى نمى كنند ؛ بلكه ابتدائا و ظاهرا از ديدگاه خود مى گويند كه مثلاً فلانى ثقه يا ضعيف است . اگر در اين توثيق ها و تضعيف ها و بيان اوصاف ، صِرفا خود را نقل كننده سخن يا شهادت ديگران مى دانستند ، بايد براى هر يك از آنها يا لااقل غالب آنها نقل سند مى كردند ، يعنى براى مثال مى گفتند : «از فلانى شنيدم كه از فلانى نقل مى كرد ...» تا برسد به كسى كه با شخص مورد نقد و ارزشيابى هم عصر و يا نزديك به او بوده است . به عبارت ديگر ، اگر توثيق و تضعيف امثال شيخ طوسى و نجاشى بر اساس شهادت بود ، مى بايد آنها را همانند نقل اخبار با سلسله سند تا شاهد بدون واسطه جريان نقل مى كردند . البته در كتاب هاى روايى هم گاهى سند را مى اندازند و اگر اين كار براى همه كتاب باشد ، معمولاً در ابتداى آن تذكّر مى دهند . همچنان كه گاهى هم در كتاب روايى سند دار ، به دلايل مختلف ، سند را حذف مى كنند ؛ ولى به هر حال ، نبودن سند همراه با نقل ، برابر با ضعفِ سند است ، مگر با اطمينان شخصى به ناقل كه مطلبى را بدون سند معتبر نقل نمى كند . برخى از صاحب نظران مى گويند : توثيق ها و تضعيف هاى شيخ طوسى و نجاشى از روى كتاب هاى رجالى مشخص و معروف آن زمان بوده كه صاحبان آنها