مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٤٠
به امام جواد عليه السلام گفتم : فدايت گردم! مشايخ ما از امام باقر و امام صادق عليهماالسلامروايت هايى دارند ؛ ولى چون در تنگناى تقيّه بوده اند ، كتاب هاى خود را پنهان نگه داشته اند . لذا از آنها نقل نشده است . وقتى از دنيا رفته اند ، آن كتاب ها به ما رسيده است . فرمود : از آن [ كتاب ها ] حديث نقل كنيد ؛ زيرا آنها حق اند .
در اين روايت ، كتاب هاى حديثى خاصّى بدون اين كه راويان آن كتاب ها يا راويان هر يك از روايت هاى آن به طور خاص ارزشگذارى شوند ، مورد تأييد قرار گرفته است . البته ما اكنون نمى دانيم آن كتاب هايى كه در اين روايت بدانها اشاره شده است ، كدام اند ؛ امّا اصل مبنا ، يعنى ارزشگذارى حديث بر پايه تأييد كتاب ، از اين روايت قابل استفاده است . ٢ . كلينى با سندهاى صحيح از يونس بن عبد الرحمان و حسن بن على بن فضّال نقل مى كند كه مى گويند :
عرضنا كتاب الفرائض عن أمير المؤمنين عليه السلام على أبي الحسن الرضا عليه السلام . فقال : هو صحيح . [١]
كتاب الفرائض أمير مؤمنان را بر امام رضا عليه السلام عرضه كرديم . فرمود : صحيح است .
٣ . نجاشى در شرح حال عبيد اللّه بن على بن ابى شعبه حلبى ، بعد از توثيق او ، پدرش و برادرانش مى گويد : وصنّف الكتاب المنسوب إليه وعرضه على أبي عبد اللّه عليه السلام وصحّحه . قال عند
[١] الكافى ، ج٧ ، ص٣٣٠ .