مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٣٩
دوران تدوين افتاده است . امّا اين تاريخ در مورد شيعه از همان زمان صدور روايات ، آغاز مى گردد . شيعه حتّى درباره روايات پيامبر اكرم ، يعنى سنّت آن حضرت ، بر اساس روايات فراوان معتقد است كه توسط امير مؤمنان على عليه السلام به كتابت رسيده و نزد آن حضرت و سپس وارثان معصوم ايشان ، موجود بوده است . [١] اين روايات ، نشان دهنده اعتقاد و فرهنگ قوى و ريشه دار تدوين كتاب هاى حديثى نزد شيعه است . غير از على عليه السلام كه به عنوان صحابى و وصى پيامبر اكرم ، سنّت آن حضرت را در كتاب مخصوصى تدوين كرده است ـ و البته در اختيار هر كسى هم گذاشته نمى شده است ـ برخى ياران آن حضرت نيز به تدوين روايات ايشان پرداخته اند . نجاشى در رجال خود ـ كه در واقع ، فهرست مصنّفات شيعه است ـ از ابو رافع ، صحابى پيامبر اكرم و امام على عليه السلام آغاز كرده است . وى مى گويد ابو رافع ، كتاب السنن و الأحكام والقضايا را دارد . آن گاه سند خود را به اين كتاب كه در بردارنده احكام به نقل از امام على عليه السلاماست ، نقل مى كند . [٢] تشويق و ترغيب ائمه عليهم السلام به كتابتِ حديث نيز همراه با تدوين كتاب هاى فراوان حديثى از همان دوران بوده است . [٣] تدوين و رواج كتاب هاى حديثى ، ارزشيابى آنها را از همان عصر معصومان عليهم السلاماجتناب ناپذير كرده است . از اين رو ، در تاريخ ارزشيابى حديث شيعه ، همچنان كه ارزشگذارى رجال حديث به معناى خاصّ آن ، يعنى تأييد يا ردّ اشخاص راوى رواج داشته ، ارزشگذارى حديث بر پايه تأييد يا ردّ كتاب هاى حديث نيز معمول بوده است . در اين جا به ذكر نمونه هايى از اين گونه ارزشگذارى ها مى پردازيم .
١ . كلينى با سند معتبر از محمّد بن حسن بن ابى خالد ، چنين نقل مى كند : قلت لأبي جعفر الثاني عليه السلام جعلت فداك! ان مشائخنا رووا عن أبي جعفر * وأبي عبد اللّه عليهماالسلام وكانت التقية شديدة فكتموا كتبهم ولم تُرو عنهم فلما ماتوا صارت الكتب الينا . فقال : حدّثوا بها فإنّها حق . [٤]
[١] ر .ك : جامع أحاديث الشيعة ج١ ، ص٣٢ به بعد (مقدمه وزين آية اللّه بروجردى طباطبايى رحمه الله) .[٢] رجال النجاشى ، ص٤ ـ ٦ .[٣] الكافى ، ج١ ، ص٥١ به بعد ؛ بحار الأنوار ، ج٢ ، ص١٥٠ به بعد .[٤] الكافي ، ج١ ، ص٥٣ .