مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٢٨
اعتماد بر اقوال پيشينيان رجال شناس مى تواند بر پايه دو مبنا قرار گيرد: يكى رجوع به خبره و كارشناس، و ديگرى رجوع به شاهد عادل يا موثّق. با توجّه به اين كه بُعد زمانى بين اين كارشناسان رجال و افرادى كه مورد نقد و بررسى قرار مى گيرند، معمولاً زياد است، بعيد به نظر مى رسد كه مبناى گرد آورندگان مجموعه هاى رجالى (مانند مِزّى) شهادت عادلان باشد. البته كارشناس هر چه به زمان فردى كه موضوع نقد است، نزديك تر باشد، مى تواند سخنِ بصواب، نزديك تر و دقيق ترى بگويد.
٤. ساير مبانى
بجز مبانى ياد شده ـ كه مى توان آنها را مبانى عمده رجالى اهل سنّت دانست ـ از لا به لاى اظهاراتى كه در سخن رجاليان براى بيان شرح حال افراد يا نقد اعتبار آنها آمده، مى توان مبناهاى ديگرى هم به دست آورد. البته لااقل برخى از اين مبانى نمى توانند تمام مبنا در اِحراز اعتبار افراد تلقّى شوند؛ بلكه فقط به نحوى در احراز اعتبار، نقشى هر چند ناقص دارا هستند . در اين جا به ذكر اين مبانى مى پردازيم: راوى و مروى عنه. ذكر كسانى كه از شخص روايت مى كنند (راوى) و نيز كسانى كه او از آنها روايت مى كند (شيخ يا مروى عنه) در شرح حال رجالى افراد ، مى تواند با اين انگيزه باشد كه دانستن چنين امرى در احراز اعتبار او دخالت دارد. البته اين نكته در شناسايى هويت راوى هم دخالت مهمّى دارد و از اين جهت، همانند ذكر نَسَب و زمان و مكان تولّد و وفات او مى تواند صرفا با انگيزه شناسايى بيشتر راوى صورت گيرد. بررسى نمونه هايى از روايات راوى. نقد و ارزشيابى حديث از طريق متن، خود روشى است كه اگرچه در اين جا مورد نظر نيست؛ امّا يكى از راه هاى معمول در ارزشگذارى راوى اين است كه به نوع روايات او نگاه مى كنند؛ چرا كه نقل