مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٢٤
برخى ديگر از همين رجاليان گفته اند: صحابى كسى است كه در حال ايمان به پيامبر خدا، ايشان را ملاقات كرده و بر اسلام از دنيا رفته است. [١] رجاليان اهل سنّت، راه هايى را هم براى شناخت صحابى معرّفى كرده اند ، از جمله: تواتر ، استفاضه (شهرت) و نقل يكى از صحابيان يا تابعيان از او . [٢] آنچه مهم است ذكر ادلّه اى است كه در آنها بر اين تمسّك شده است كه صحابى بودن براى اعتبار روايت ، كافى است . ابن حجر مى گويد: اهل سنّت اتّفاق دارند كه همه صحابه، عادل اند و كسى در اين نظر، اختلاف نكرده است، مگر اندكى از مردمان اهل بدعت. [٣] ابن كثير نيز با اشاره به ادلّه اين مبنا مى گويد: از ديدگاه اهل سنّت، صحابيان همگى عادل اند، زيرا خداوند در قرآن، آنان را ثنا گفته است و در سنّت نبوى، اخلاق و رفتار آنان ستايش شده است... امّا درگيرى ها و اختلاف هاى پس از پيامبر اكرم، برخى از روى قصد نبوده (مانند جنگ جمل) و برخى از روى اجتهاد بوده (مانند جنگ صفّين) . اجتهاد، گاهى به خطا مى رود و گاهى به صواب و به هر حال، صاحب آن معذور است. [٤] برخى از صاحب نظران، آيات و روايات مورد نظر قائلان به عدالت فراگير صحابه را شمارش كرده اند . آيات زير از اين جمله اند:
[١] الإصابة فى تمييز الصحابة، ابن حجر العسقلانى، ج١، ص٧.[٢] همان، ص٨.[٣] همان، ص٩ . قبل از ابن حجر ، ابن عبد البر در الاستيعاب (در حاشيه همين منبع) مى گويد: «اهل سنّت و جماعت، اجماع دارند كه صحابيان همگى عادل اند».[٤] اختصار علوم الحديث، ابن كثير الدمشقي، ص١٢٢. همين نظر را نووى در شرح صحيح مسلم (ج١٥، ص١٤٨) ارائه مى كند.