مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٢١٩
مبادا از سرِ جهل با قومى برخورد كنيد و از كرده خود ، پشيمان شويد . گفته شده مراد از «جهالت» ، سفاهت و اعتماد بر آنچه است كه شايسته اعتماد نيست . اعتماد بر شهرت ، از اين دست نيست . پس شهرت ، معتبر و قابل اعتماد است . پاسخ داده اند كه تعليل ، حدّاكثر جواز اخذ به هر چه را مناسب با جهالت و سفاهت است ، نفى مى كند . اين معنا دلالتى بر وجوب اخذ به هرچه در آن جهالت و سفاهت نيست ، نمى كند ؛ زيرا مفهوم ندارد تا به آن تمسّك شود ، همچنان كه جمله «انار نخور ، چون ترش است» ، دلالت نمى كند كه هر چه ترش نباشد ، خوردنش جايز است . [١] اين دليل نيز اگر با اشكال فوق رو به رو نبود ، مى توانست شهرت را به عنوان يك مبناى رجالى در صفات راويان و كتب روايى معتبر گرداند . حاصل اين كه همچنان كه در اصول نمى توان شهرت را از ادلّه معتبر براى اثبات حكم شرعى دانست ، در رجال نيز نمى توان از مبانى آراى رجالى تلقّى كرد . با وجود اين ، ممكن است از منظر ديگرى به شهرت نگاه كنيم و آن را يكسره از دايره حجّيت بيرون نرانيم . توضيح اين كه اگر شهرت به حدّى باشد كه عرفا موجب وثوق و يا اطمينان عقلايى به صحّت مفاد آن گردد ، مى تواند لباس حجّيت بپوشد . برخى از اصوليان به اين نكته ، بويژه در ذيل دليل اوّل از ادلّه سه گانه يادشده ، توجّه داده اند ؛ يعنى با مقايسه معيار حجّيت در خبر واحد ـ كه لااقل درنظر برخى از باب وثوق عقلايى است ـ گفته اند : اگر شهرت نيز چنين وثوق عقلايى را ايجاد كند ، مى تواند به همان معيار عقلايى كه خبر واحد حجّت شده ، آن هم حجّت باشد . [٢] در مبانى رجالى نيز مى توان چنين شهرتى را معتبر دانست ؛ زيرا در دليل حجّيت فوق ، تفاوتى بين اين كه متعلَّق شهرت چه باشد ، وجود ندارد . معيار اين
[١] فوائد الأصول ، ج٣ ، ص١٥٥ . نيز ، ر .ك : مصباح الأصول ، ج٢ ، ص١٤٥ .[٢] ر .ك : أنوار الهداية ، ج١ ، ص٢٦٤ ؛ بحوث فى الأصول ، ج٤ ، ص٣٢٩ .