مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٢١٢
قبيل است كه به عنوان مبانى و آراى رجالى مطرح مى شود . امّا اين هدف با بررسى نسبت اين كبراها به صغراهاى رجالى آن تكميل مى شود . اگر اين نسبت در هيچ احتمال يا قولى وجود نداشته باشد طرح آن مبنا ، كارى بيهوده است ؛ چون در واقع ، رابطه اى با رجال نخواهد داشت . امّا قول اهل خبره به عنوان يك مبنا براى اعتبار يافتن آراى رجالى مطرح شده است . مرحوم مامقانى اين مبنا را در كنار مبانى ديگرى مانند شهادت و مطلق نبأ و خبر آورده است . [١] ادّعاى كسى كه قول اهل خبره را مبناى حجّيت رأى رجالى مى داند ، اين است كه رجاليان ، اهل خبره اند . بنا بر اين ، قول آنها براى كسانى كه چنان خبرويت و تخصّصى در رجال ندارند ، حجّت است . براى بررسى و موشكافى بيشتر در اين باره ، نكات زير ارائه مى شود : ١ . اظهارنظر درباره راويان از جهت اعتماد و عدم اعتماد بر نقل آنها يك كار تخصّصى و كارشناسانه است . درست است كه گزارش دادن از صفات معمولى و عاميانه افراد (مانند رنگ پوست ، قد ، مو ، چاقى و لاغرى) بيش از حس يا قريب به حس به چيز ديگرى نياز ندارد ؛ امّا وثاقت در روايت و نقل ، آن هم نقل احكام و حتى موضوعات شرعى ، دقيق تر از آن است كه چنين ساده انگاشته شود . ممكن است اين پيچيدگى براى كسانى كه هم عصر با راوى اند يا حتى نزديك به عصر او هستند ، چندان شدّتى نداشته باشد و يا هم تراز با ساير صفات معمولى و عاميانه انگاشته شود ؛ امّا پيچيدگى قطعى وقتى است كه اظهارنظر درباره راويان را از زبان كسانى بشنويم كه حدّاقل چند نسل با راوى فاصله دارند . در اين فرض كه اكنون عملاً در رجال با آن سروكار داريم ، نمى توانيم اظهارنظر رجالى را صرفا بر پايه حسّ اظهارنظر كننده بپذيريم . اين بحث را يك بار ديگر در اين تحقيق در بخش تاريخچه آراى رجالى مطرح كرديم و با تمسّك جُستن به
[١] تنقيح المقال ، ج١ ، ص١٨٣ .[٢] ر .ك : ٤٨ به بعد .