مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٢٠٧
شارع يا امضاى اوست كه مى تواند حاكى از رضايت اوست باشد . ايشان نوشته است : ... مجرّد بناى عقلا بر عمل به قول اهل خبره ، سودى ندارد ؛ مگر اين كه عدم منع شارع كه از رضايت او حكايت كند ، افزوده شود . در اين جا سخنى از شارع نداريم كه بر جواز رجوع جاهل به عالم دلالت كند ، تا به اطلاق يا عموم آن در موارد شك ، تمسّك كنيم . به بناى عقلا همراه با عدم منع شارع ، تنها درصورتى مى توان استدلال كرد كه احراز كنيم اين بنا در مورد استدلال به زمان شارع متّصل است و از آن منعى نكرده است ؛ مانند بناى عقلا بر عمل به خبر واحد ، يد و اصالة الصحه . بدون ترديد ، در اين موارد ، بناى عقلا به زمان شارع متّصل است . امّا در جايى كه چنين نيست يا نمى دانيم چنين است ، بناى عقلا به تنهايى سودى ندارد . بناى عقلا بر عمل به قول اهل خبره ، امرى لبّى است كه لفظى در آن نيست . [١] صرف نظر از آخرين جمله ، سخن فوق عنوان رجوع جاهل به عالم يا رجوع به اهل خبره را عنوانى نمى بيند كه مورد تأييد شارع قرار گرفته باشد ؛ بلكه اصل سيره عقلا را تحت اين عنوان ، به صورت متّصل به زمان شارع ، مورد ترديد قرار مى دهد . امّا جمله اخير به نظر مى آورد كه اصل عنوان ، مورد تأييد است و فقط اطلاق آن ، احراز نشده است ؛ ولى از ادامه سخن و نيز تعليقه هايى كه ايشان بر سخن خود افزوده ، روشن مى شود كه نظر نهايى اين است كه فقط برخى از مصاديق معيّن از عنوان كلّى رجوع به اهل خبره براى ما معتبر است ؛ مانند رجوع به پزشك يا رجوع مقلّد به مرجع تقليد . [٢] به هر حال ، به نظر مى رسد ـ چنان كه ساير اصوليان در نقل هايى كه قبلاً از آنان داشتيم ، گفته اند ـ اصل سيره عقلايى متّصل به زمان معصوم در رجوع به متخصّصان هر دانشى درست باشد ؛ بلكه از سخنان صاحب نظر فوق در باب اجتهاد و تقليد چنين به دست مى آيد كه ايشان نيز ارتكازى بودن عنوان رجوع جاهل به عالم يا اهل
[١] أنوار الهدايه ، ج١ ، ص٢٥٠ .[٢] همان ، ص٢٥١ .