مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ١٩١
الف ـ صحيحه هشام بن سالم ، به نقل از امام صادق عليه السلام . در اين روايت كه درباره مردى پرسش شده كه ديگرى را وكيل خود ساخته است ، در مورد وكيل آمده است : ... الوكالة ثابتة حتى يبلغه العزل عن الوكالة بثقة يبلغه أو مشافهة [يشافه خ ـ ل ]بالعزل عن الوكالة . [١]
وكالت [ براى وكيل ] پايدار است تا وقتى كه عزل از وكالت را از طريق خبر ثقه اى دريافت كند يا موكّل ، حضورا عزل را به او بگويد .
گفته اند ظاهر عرفى روايت ، حجّيت بخشيدن به خبر ثقه است ، همچون يقينى كه از گفتار حضورى موكّل حاصل مى شود . [٢]
ب ـ صحيحه اسحاق بن عمّار به نقل از امام صادق عليه السلام . در اين روايت ، اسحاق بن عمّار از امام صادق عليه السلامسؤال مى كند كه چندين دينار از شخص بيمارى نزد من بود . گفته بود اگر از دنيا رفتم ، بيست دينار به فلانى بده و بقيه را به برادر [ يا خواهر ] من تحويل ده . وقتى از دنيا رفت[ ومن نزد او نبودم ] مردى مسلمان و راستگو نزد من آمد و گفت : آن مرحوم از من خواست تا به تو بگويم ده سكّه از دينارها را صدقه بده . اين در حالى بود كه برادر (يا خواهر او) جريان را نمى دانست . [ تكليف چيست؟ ] . فرمود : أرى أن تصدّق منها بعشرة دنانير كما كان . [٣]
همان طور كه گفته است ، ده دينار را صدقه بده .
قسمت قابل استدلال از اين روايت ، همين است كه با فرض خبر دادن فرد «مسلمان راستگو» ، اثر شرعى بر آن بار شده است (صدقه ده دينار) . ج ـ مكاتبه حسين بن خالد صيرفى (كه اعتبار آن بعيد نمى آيد) [٤] از امام كاظم عليه السلام .
[١] جامع أحاديث الشيعة ، ج٢٤ ، ص١١٣ .[٢] بحوث فى شرح العروة الوثقى ، ج٢ ، ص١٠٣ .[٣] جامع أحاديث الشيعة ، ج٢٤ ، ص٢٧٠ .[٤] اشكال در حسين بن خالد است . (ر .ك : معجم رجال الحديث ، ج٥ ، ص٢٢٨ به بعد)