مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ١٦١
فصل دوم
نياز به علم رجال با توجّه به نقد روش هاى ارزشيابى
يكى از نخستين مباحثى كه در مقدّمات كتاب هاى رجال يا كلّيات رجال مطرح مى شود ، نياز به علم رجال است . در اين مبحث ، ادلّه اى بر لزوم بحث هاى رجالى و نقد ادلّه كسانى كه اين دانش را نفى مى كنند ، مطرح مى گردد . نگاهى به مجموعه ادلّه دو طرف نشان مى دهد كه دانش رجال ـ با آن تعريف و توضيحى كه در اين تحقيق برگزيده شد ـ [١] موضوع سخن در اين بحث نيست . آنچه مدّ نظر است ، فقط پرداختن به شرح حال و ويژگى هاى راويان از جهت اعتماد و عدم اعتماد به نقل آنهاست . برابر تعريف برگزيده ، همه مباحثى كه تا اين بخش آورديم ، مباحث رجالى است ؛ امّا موضوع ردّ و اثبات در مبحث نياز به علم رجال ، اين مباحث نيست ؛ بلكه بخشى از اين مباحث ، خود در طريق استدلال هاى طرفين قرار مى گيرد . البته بنا بر برخى از تعريف ها كه در ابتداى اين تحقيق نقل كرديم ، واقعا دانش رجال است كه موضوع نفى و اثبات است . بنا بر اين تعريف ها ، لااقل گفتار مربوط به اعتماد بر كتب و همين بحث معروف نياز به علم رجال ، از خود دانش رجال بيرون است و طبعا جزو مقدّمات يا مبانى تصديقى آن است . به هر حال ، خارج از اصطلاحات و قراردادهاى مربوط به تعريف رجال ، آنچه
[١] ر . ك : ص ٤ ـ ١ .