مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ١٤٤
الحسن بن الوليد يستثنى من رواية محمّد بن أحمد بن يحيى ما رواه عن ... [١] ... در حديث موردوثوق است ؛ ولى اصحاب ما گفته اند : معمولاً از راويان ضعيف نقل مى كند و بر روايات مُرسل اعتماد مى كند و در اين كه از چه كسى نقل مى كند ، مبالاتى به خرج نمى دهد . [البتّه] هيچ عيبى در خود او نيست . محمّد بن حسن بن وليد ، روايت هايى را كه از اين عدّه نقل كرده ، كنار مى گذاشته است ... سپس عدّه اى از راويانى را كه محمّد بن احمد از آنها نقل كرده ، شمارش مى كند . البته در ضمن آنها به موارد ديگرى هم كه اشكال مربوط به فرد خاصّى از راويان نيست ، اشاره دارد كه عبارت است از جاهايى كه محمّد بن احمد به جاى ذكر نام راوىِ روايت بگويد : «رجل» يا «بعض أصحابنا» يا «في حديث أو كتاب ولم أروه ؛ در حديث يا كتابى است و به آن روايت نشده ام» . همچنين روايت هاى او را از محمّد بن عيسى بن عبيد به اسناد منقطع ، و نيز انفراد از حسن بن حسين لؤلؤى را رد مى كند . همچنين تأييدى از مرحوم صدوق و ابوالعباس بن نوح بر اين گفته ابن وليد مى آورد . [٢] گفته اند اين كه ابن وليد و دو نفر ديگر درميان روايت هاى محمّد بن احمد برخى راويان را استثنا كرده اند ، ظاهرش اين است كه ساير راويانى را كه وى از آنها نقل مى كند ، قبول دارند و اين به معناى توثيق راويانى است كه استثنا نكرده اند . [٣] برخى بر اين استدلال اشكال كرده اند و گفته اند شايد تأييد و اعتماد اين افراد بر راويان (غير استثنا شده) محمّد بن احمد بر مبناى معتبر دانستن هر راوى است كه فسق او ظاهر نشده (إصالة العدالة) كه دلالتى بر توثيق ندارد . [٤]
[١] رجال النجاشى ، ص٣٤٨ .[٢] همان جا .[٣] كلّيات فى علم الرجال ، ص٢٩١ .[٤] معجم رجال الحديث ، ج١ ، ص٧٤ و ج١٥ ، ص٤٧ .