مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ١٤٢
سوم ، عطف تفسير و بيان كننده دو تعبير ديگر است ؛ ولى اين برداشت ، خلاف ظاهرِ عطف است . ظاهر عطف ، غيريت و تفاوت دو طرف عطف است . شايد بر همين اساس است كه برخى گفته اند عبارت مورد بحث ، دلالتى بر حصر راويان در ثقه ندارد . [١] ثانيا گوينده اين سخن معلوم نيست كه على بن ابراهيم باشد تا توثيق او براى ما ارزش داشته باشد ؛ بلكه ظاهرا كسى غير از اوست . توضيح اين كه اين سخن در مقدمه كتاب آمده و كسى كه زمام سخن را از اوّل مقدمه طولانى تا آخر آن در دست دارد ، على بن ابراهيم نيست ؛ زيرا پس از پايان مقدمه ، در شروع تفسير كه از تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» شروع شده ، آمده است : أقول : تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» . حدّثنى أبو الفضل العباس بن محمّد بن القاسم بن حمزة بن موسى بن جعفر عليه السلام قال حدّثنا أبوالحسن على بن ابراهيم قال حدّثني ... [٢] ظاهر اين است كه نويسنده مقدمه مى گويد : «عبّاس بن محمّد براى من حديث كرد كه على بن ابراهيم حديث كرد كه ...» ؛ يعنى نويسنده مقدمه با يك واسطه از على بن ابراهيم نقلِ حديث مى كند . با اين وصف ، چگونه مى توان ادّعا كرد گوينده يا نويسنده مقدمه اى كه عبارت مورد بحث در آن است ، على بن ابراهيم است؟ حتّى ظاهر اين سخن اين است كه نويسنده مقدمه ، راوى على بن ابراهيم (يعنى عبّاس بن محمّد) هم نيست . هرچند او نيز معلوم نيست در توثيق و تضعيف اعتبارى داشته باشد . [٣] البته در قسمتى از مقدمه از برخى نسخه ها (ونه همه نسخه ها) نقل شده است :
[١] بحوث فى علم الرجال ، ص٦٦ ـ ٦٧ .[٢] تفسير القمى ، ج ١ ، ص ٢٧ .[٣] كلّيات فى علم الرجال ، ص٣٠٩ (درباره اعتبار اين شخص) .