مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ١٣١
برداشت شيخ طوسى از آن عبارت ها بر معنايى كه خلاف ظاهر است ، نمى تواند مورد اطمينان يا مظنون باشد ، هر چند محتمل است . ثانيا سخن شيخ مى تواند پايه اى غير از عبارت هاى منقول از كشّى داشته باشد . صاحب اين نظر خود از نجاشى درباره ابن ابى عمير نقل مى كند كه اصحاب به روايت هاى مُرسل او عمل مى كنند و دليل آن را ضايع شدن اسناد روايت هاى وى اعلام مى كند كه در كنار جلالت قدر و حسّ سلوك روايى او باعث اين موقعيت شده است . [١] ممكن است ساير افراد (چه آنها كه نام برده ، يعنى صفوان و بزنطى ، و چه آنها كه نام نبرده) نيز به دليل شأن ممتازى كه دارند و از جمله التزام به نقل نكردن روايت مگر از ثقه ، از چنين خصوصيتى (پذيرش روايت هاى مرسل آنان) برخوردار باشند . قبلاً هم اشاره كرديم كه سخن موردبحث از شيخ طوسى در عدّة الأصول مى تواند سخنى مستقل از ادّعاى كشّى باشد . امّا دليل دوم بر اجتهادى بودن سخن شيخ ، ناتمام است ، از آن رو كه صرف ايراد شيخ به روايت مرسلى از ابن ابى عمير ، بر اجتهادى بودن آن سخن دلالت نمى كند . چه بسا شيخ طوسى در هنگام وارد ساختن اين ايراد از شهادت اصحاب بر اعتبار روايت هاى مُرسل ابن ابى عمير ، غفلت ورزيده است . همچنين گفته اند كه شيخ طوسى ، عدّة الأصول را پس از سال ها ممارست در آثار دانشمندان اسلامى و پختگى علمى نگاشته ، در حالى كه التهذيب و الاستبصار را در اوايل حيات علمى خود نوشته است . ممكن است در آن زمان به دليل عدم آشنايى كامل به آثار و گفته ها ، برابر قواعد اصولى اوّلى و بدون آگاهى از استثناهاى آن ، ايراد مذكور را به روايت هاى مُرسل ابن ابى عمير گرفته باشد . [٢] امّا دلايلى كه بر ناتمام بودن سخن شيخ طوسى گفته اند نيز با توجّه به تقريرى كه از دليل ادّعاى مورد بحث به عمل آمد ، قابل ردّ است كه توضيح آن در پى مى آيد :
[١] معجم رجال الحديث ، ج١ ، ص٦٤ .[٢] كلّيات فى علم الرجال ، ص٢٣٤ .