مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ١٢٦
بهترين تقرير بر مدّعا
برخى در بيان وجه اعتبار سخن شيخ طوسى (لااقل درباره سه نفرى كه نام برده) نوشته اند : اين سخن ، حاوى سه شهادت است كه به ترتيب در طول يكديگر قرار دارند . هر سه شهادت از باب شهادت حسّى و حجّت است . شهادت نخست ، از آنِ خود شيخ طوسى است . وى شهادت مى دهد كه لااقل عدّه اى قابل توجّه از صاحب نظران رجالى گفته اند كه اين افراد ، فقط از ثقه نقل روايت مى كنند . شهادت دوم كه در طول شهادت نخست قرار دارد ، شهادت اين عدّه است بر اين كه اين افراد ، فقط از ثقه نقل روايت مى كنند . امّا شهادت سوم از تحليل شهادت دوم حاصل مى شود.تحليل از اين جا آغاز مى شود كه بپرسيم : پايه اين شهادت چيست؟ دو احتمال وجود دارد : يكى اين كه همه نقل هاى اين افراد ، توسط عدّه اى كه شهادت مى دهند ، كاوش شده باشد و با استقراى كامل به اين نتيجه برسند كه اين افراد ، فقط از افراد ثقه در سلسله سند خود تا معصوم عليه السلام نقل مى كنند . احتمال دوم اين است كه در حالات و رفتار و روش هاى نقل حديث ، توسط اين افراد كاوش كرده باشند و به اين نتيجه برسند كه شيوه مورد التزام اين افراد بر اين است كه فقط از ثقات نقل كنند ؛ همانند اين كه در رفتار و سلوك كسانى كاوش كنند و به اين نتيجه برسند كه در حديث كردن ، ثقه اند يا افراد عادلى هستند . از آن جا كه استقراى كامل در احاديث پراكنده و متعدّد اين افراد ، بعيد به نظر مى آيد ، احتمال دوم به عنوان پايه شهادت اين عدّه تقويت مى شود . وقتى احتمال دوم تقويت شد ، با تحليل و تعميق اين احتمال ، شهادت سوم به دست مى آيد . آنچه از اين احتمال حاصل مى شود ، اين است كه از حالات و سلوك حديثى اين افراد ، التزام آنها را به عدم نقل حديث ، مگر از ثقه ، به دست مى آوريم . اين نتيجه به اين معناست كه اين افراد با حالت و روش عملى خود بر اين كه فقط از ثقه نقل مى كنند ، شهادت مى دهند . يعنى همچنان كه ممكن است كسى با زبان شهادت