مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ١١٨
و وثاقت كسانى است كه از آنها نقل مى كنند. [١] ثالثاً محال عادى است كه بگوييم تصحيح روايات اين افراد با عنايت به قرائن مختلف و بدون لحاظ وثاقت راويان بوده است؛ زيرا مجموعه احاديث اين افراد در جوامع روايى بسيار فراوان است؛ بلكه در سند غالب روايات شيعه، يكى از اين افراد يافت مى شود. [٢] امّا وجه مستقلّى هم براى اثبات قول چهارم با هر دو قسمت آن مى آورندبراى توضيح بيشتر، ر.ك: قسمت اوّل: تصحيح، وصف متن حديث است. قسمت دوم: تصحيح ملازم است با توثيق اين افراد در سند تا معصوم عليه السلام. سخنى از شيخ طوسى كه در آن برخى از راويان مشهور را شمارش مى كند و مى گويد: «اينان روايت نمى كنند، مگر از افراد موثّق»، بيانى است برگرفته از همين نقل اجماع توسط كشّى . شيخ طوسى در آن كلام مى گويد: سوّت الطائفة بين ما رواه محمّد بن أبي عمير وصفوان بن يحيى وأحمد بن محمّد بن أبي نصر وغيرهم من الثقات الذين عُرفوا بأنّهم لا يروون ولا يرسلون إلاّ ممّن يوثّق به وبين ما يسنده غيرهم ولذلك عملوا بمراسيلهم اذا انفرد عن رواية غيرهم. [٣] دانشمندان اسلامى آنچه را كه [به صورت مرسل] محمّد بن ابى عمير، صفوان بن يحيى و احمد بن محمّد بن ابى نصر و مانند اينها (از افراد ثقه اى كه معروف اند روايت نمى كنند، مگر از افراد ثقه) نقل كرده اند،
[١] همان جا: «... لوجهين الأولى ان العصابة...».[٢] همان جا. برخى از صاحب نظران در اين جا وجه ديگرى را هم از قول حاجى نورى افزوده اند و آن، استفاده از تعبير رجاليان است كه درباره كسى مى گويند: «صحيح الحديث» (كلّيات فى علم الرجال، ص ٢٠٧)؛ ولى مرحوم نورى اين سخن را در تنبيهات بحث آورده (مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٧٦٩) و غرض او استفاده از آنچه در بحث اصحاب اجماع آورده، براى بحث ديگرى است و آن بحث اين است كه : آيا مى توان كسانى را كه رجاليان درباره او مى گويند : «صحيح الحديث»، همانند اصحاب اجماع خود و كسانى كه از آنها روايت مى كنند ، موثّق بدانيم يا نه؟ اين بحث را بعداً مطرح خواهيم كرد.[٣] عدّة الأصول، ج ١، ص ١٥٤.