دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩١
١١٢٧.امام على عليه السلام : بدانيد ـ اى بندگان خدا ـ كه مؤمن ، شب را به روز و روز را به شب نمى رساند ، مگر آن كه نفْسش در نزد او متّهم است؛ [١] پيوسته آن را سرزنش مى كند و از آن ، [كار و عبادتِ] بيشتر مى طلبد. پس، همچون كسانى باشيد كه پيش از شما رفتند و كسانى كه پيش روى شما در گذشتند . آنان ، همانند كوچ كنندگان ، خيمه خويش را از دنيا برچيدند و آن را منزل به منزل ، پيچيده داشتند .
٥ / ١٥
از دنيا وارسته باشيد
١١٢٨.امام على عليه السلام ـ در سفارش به زهد ورزى و پ از دنيا وارسته و به آخرت ، دل باخته باشيد، و آن را كه پرهيزگارى ، بلندمرتبه اش ساخته است ، پست مشماريد، و آن را كه دنيا رفعت بخشيده ، بلندمرتبه مپنداريد . به آذرخش دنيا اميد مبنديد، و به گوينده اش گوش مسپاريد، و به دعوتش پاسخ مدهيد، و از تابشش روشنايى مجوييد، و به كالاهاى نفيس آن ، فريفته نشويد؛ چرا كه آذرخش دنيا ، بى باران و گفتارش دروغ است، و دارايى هايش تاراج و كالاهاى نفيس آن [از كف شما [ربوده مى شود. آگاه باشيد كه دنيا [چونان مَركب ،] آزار دهنده است، و [چون اسبِ [خودسر و سركش است ، و دروغگو و خيانت پيشه است، و حق ناشناس و ناسپاس است، و ناسازگار و روى گردان است، و پيوسته كژراهه مى رود و طريق انحراف مى پويد. خاصيّت آن ، جا به جا شدن است، و گام هايش لرزان، و عزّتش ذلّت، و جدّى اش شوخى، و بلندى اش پستى. سراى هجوم و ربودن و غارت و ويرانى است . اهل آن ، همواره آماده رفتن و پيوستن [به رفتگان] و جدا شدن [از مال و اولاد]اند . راه هايش همه سرگردانى اند ، گريزگاه هايش مايه درماندگى اند، و خواسته هايش ناكام كننده (دست نيافتنى). دژهايش اهل خود را تسليم [ دشمن [مى كنند، و خانه هايش آنان را از خود بيرون مى افكنند، و چاره گرى هايش ناتوانشان مى گردانند. پس، برخى از آنان ، رهيده اى زخم آلودند، عدّه اى گوشتى پاره پاره، عدّه اى پيكرى بى سر، و عدّه اى خونى ريخته شده. يكى دست به دندان مى گزد، ديگرى كف بر كف مى زند، يكى زانوى غم در بغل مى گيرد، و ديگرى انديشه خويش را سرزنش مى كند ، و آن ديگرى ، از تصميم خويش بر مى گردد . چاره انديشى ، بى حاصل گشته، و مرگ غافلگيرانه روى آورده است و ديگر ، فرصت گريختن نيست. هيهات، هيهات! گذشته ها گذشتند ، و رفته ها رفتند ، و دنيا از پسِ كار خويش رفت «و آسمان و زمين برايشان نَگريست و مهلت داده نشدند» .
[١] يعنى آن را متّهم به خيانت و كوتاهى در طاعت خداوند متعال مى كند (مجمع البحرين : ج ٢ ص ١٤٤ «ظنن»).