دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٥
١٠١٨.امام على عليه السلام : كسى كه از مواهب دنيا سخاوتمندانه مى گذرد، خِرَد را به كمال رسانيده است.
١٠١٩.امام على عليه السلام : به آنچه نادانْ رغبت دارد، تو بى رغبت باش.
١٠٢٠.امام كاظم عليه السلام ـ به هشام بن حكم ـ : اى هشام! خردمند ، درباره دنيا و اهل آن انديشيد و دريافت كه دنيا جز با رنج به دست نمى آيد، و در باره آخرت نيز انديشيد و دريافت كه به آن نيز جز با رنج نمى توان رسيد. پس با قبول رنج ، در طلب پاينده تر از آن دو بر آمد. اى هشام! خردمندان ، از دنيا دل بر كندند و به آخرت ، دل بستند؛ زيرا دريافتند كه دنيا خواهان است و خواسته شده و آخرت نيز خواهان است و خواسته شده ، و كسى كه آخرت را بطلبد ، دنيا در طلب او بر مى آيد تا او روزى اش را به طور كامل از دنيا بر گيرد، و كسى كه دنيا را طلب كند ، آخرت در طلب او بر مى آيد. و مرگش در مى رسد و دنيا و آخرتش را بر او تباه مى گرداند.
ر . ك : ص٧ (ريشه هاى دنيا دوستى / نادانى ، كم خردى).
٤ / ٢
شناخت خدا
١٠٢١.الكافى ـ به نقل از جميل بن دَرّاج ـ : امام صادق عليه السلام فرمود : «اگر مردم بدانند كه شناخت خداوندچه ارزشى دارد ، هرگز به زرق و برق و ناز و نعمت زندگى دنيا ـ كه خداوند ، دشمنان را از آنها برخوردار ساخته است ـ چشم نمى داشتند، و دنيايشان در نظرشان بى ارزش تر از خاك زير پايشان مى بود، و از نعمت شناخت خداوند برخوردار مى شدند و از آن ، چنان لذّت مى بردند كه شخص از بودن در باغ هاى بهشت به همراه اولياى خدا لذّت مى برد. شناخت خداوند ، زداينده هر دلت نگى ، و يار هر تنهايى، و روشنايى بخش هر تاريكى، و نيرو دهنده هر ضعفى، و شفاى هر دردى است». سپس فرمود: «پيش از شما مردمانى بودند كه كشته و سوزانده و ارّه مى شدند و زمين ، با همه فراخى اش ، بر آنان تنگ مى شد؛ امّا هيچ يك از اين كارها آنان را از راه و عقيده شان باز نمى داشت . آن مردمان ، نه جنايتى كرده بودند كه چنان از آنها انتقام گرفته شود و نه آزارى رسانده بودند؛ بلكه تنها به اين سبب از آنان انتقام گرفتند كه به خداوندِ شكست ناپذيرِ ستوده ، ايمان آورده بودند. پس، از پروردگارتان [ براى خود ، ] درجات آنان را مسئلت كنيد و در برابر بلاهاى روزگارتان ، شكيبايى ورزيد تا به مقام آنان دست يابيد».