مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٩٥
در كتاب «الايمان و الكفر» ، احاديث فراوانى به چشم مى خورند كه گرچه به آهنگ تفسير قرآن روايت نشده اند ، امّا خواه ناخواه ، با آن پيوند دارد. از اين ميان ، بسيارى از اين احاديث ، از نگاه متأخّران ، ضعيف به شمار مى آيند . [١] ششم . چنان مى نمايد كه ديدگاه كلينى در مسئله غلوّ ، با ديدگاه برخى از بزرگان قم ، مانند احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى و نيز برخى از بزرگان بغداد مانند ابن غضائرى و نجاشى ، تفاوت هايى داشته است كه شايد بتوان آنها را تفاوت هاى بنيادين ناميد. پيش از اين آورديم كه وى در الكافى ، از نگاشته هاى برخى راويان ضعيف ، فراوان سود جسته است. بسيارى از اين راويان ، با عباراتى همچون «مضطرب المذهب» ، «معدن التخليط» تضعيف شده اند كه اين عبارت ها ناظر به غلوّ است. از نگاه نجاشى و ابن غضائرى ، كتابى مانند كتاب إنّا انزلناه ، از حسن بن عبّاس بن حريش ، بى شك ، بر ساخته است ؛ ولى از نگاه كلينى ، نه تنها چنين نيست ، بلكه بلندى مضمون آن تا بدان جاست كه وى يك باب كامل را بدان اختصاص داده است. به نظر مى آيد كه ريشه اين گونه گونى ديدگاه ، به اين جا باز مى گردد كه برخى از قميان و بغداديان براى امامان ، درجه و منزلتى خاص قائل بودند و كسانى را كه امامان را در جايگاه بلندتر از آن مى ديدند و مناقب و فضايل آنان را فراتر از گفتار و وصف مى پنداشتند ، به غلوّ متهم مى كردند ؛ [٢] ولى ديدگاه كلينى ، آشكارا در سوى مخالف اين نظر بود . وى رتبه امامان عليهم السلام را آن چنان بالا مى ديد كه حتّى با وجود صدها
[١] . براى نمونه ر. ك به : اُصول الكافى ، ج ٢ ، ص ٧ ، ١١ ، ١٦ ، ١٨ ، ١٩ (حديث چهارم كه در سند آن سفيان بن عيينة وجود دارد) ، ٢٠ (ح ٦) ، ٣٢ (حديث اوّل كه سند آن مرسل و حديثى دراز دامن است كه تفسير بسيارى از آيات قرآن را در بردارد) ، ٣٨ ، ٥٢ ، ٨٥ ، ٩٣ ، ١٦٦ و ٢٨٦ (حديث شانزدهم كه مرفوع است) .[٢] . يكى از كهن ترين دانشوران قائل به اين نظر ، فقيه بزرگ و ژرف نگر شيعه ، وحيد بهبهانى است : (ر . ك : تعليقه بر منهج المقال ، ص ٢١) . وى ابعاد اين نكته را به زيبايى گسترده است .