مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٨٤
اسناد آن ، راوى ضعيف وجود نداشت. اين سخن نيز كه همه آنان كه در اسناد چنين كتاب ها هستند ، از سوى نويسندگان آنها شناخته شده بودند ، با آنچه در اسناد مى بينيم ، هماهنگ نيست. نمونه هاى آن در اسناد روايات بسيارى كه از كتاب هاى بنو فضال در تهذيب الأحكام آمده است ، به چشم مى خورد ؛ بسيار روايت هاست كه در سند آنها ، افراد ناشناخته يا ضعيف وجود دارند يا در سند ، ارسال يا انقطاع ديده مى شود. [١] در گزارشى ، يك راوى ، حديثى را از يونس بن ظبيان با واسطه «بعض اصحابنا» نقل مى كند و امام رضا عليه السلام او را نسبت به نقل از يونس ، باز نمى دارند ، [٢] با آن كه از خود امام رضا عليه السلام گزارش شده است كه يونس بن ظبيان را نفرين كرده و دروغگو شمرده اند . [٣] امام صادق عليه السلام نسبت به رواياتى كه ابو الخطّاب ، پيش از انحراف خود روايت كرده بود ، به گونه اى نه چندان آشكار ، موضعى تأييدگر داشتند ؛ [٤] چنان مى نمايد كه روايات وى ، يا دست كم برخى از آنها ، دربردارنده مطالبى بود كه پذيرش آن براى شيعيان آن روزگار ، آسان نمى نمود. درباره بازگويى روايات از اهل سنّت نيز امامان ، نگاهى ويژه داشتند . آن بزرگواران ، نه تنها همه روايات آنها را نادرست نمى دانستند ، بلكه به گونه اى كم و بيش روشن ، كار ياران خود را در زمينه روايت احاديث درست و معتبر اهل سنّت ،
[١] . ر. ك : تهذيب الأحكام ، ج ١٠ ، ص ٣٤ ، ٦٤ ، ١١٧ ، ١٦٢ ، ١٦٨ ، ٢٢٣ و ٢٧٦ .[٢] . قرب الإسناد ، ص ٣٦٧ .[٣] . اختيار معرفة الرجال ، ج ٢ ، ص ٦٥٨ .[٤] . بصائر الدرجات ، ص ١٩٣ (عن محمّد بن مسلم ، قال : دخلت عليه بعد ما قتل أبو الخطاب . قال : فذكرت له ما كان يروى من أحاديثه تلك العظام قبل أن يحدث ما أحدث فقال : حسبك...) . از سياق سخن امام ، به روشنى پيداست كه آن حضرت ، درون مايه آن احاديث را به گونه اى ضمنى تأييد كرده اند. برخى احاديث ديگر ، نشان از آن دارند كه ياران امام صادق عليه السلام ، ابو الخطّاب را پيش از انحراف ، راستگو مى دانستند (ر . ك : همان ، ص ٢٧٨ ، ح ٢) .