مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٨١
داشتند به امام نشان دهند. امام نيز درون مايه آن كتاب ها را تأييد يا تصحيح مى كردند. [١] اعتماد به اين نگاشته ها ، تا آن جا بود كه بر پايه يك گزارش در سال هاى پايانى سده سوم هجرى ، خانه هاى شيعيان از كتاب هاى ياران امامان پيشين عليهم السلام ـ كه بسيارى نيز گرايش هاى انحرافى مانند فطحيه پيدا كرده بودند ـ ، انباشته بود. [٢] امامان عليهم السلام نيز از عمل بر پايه آنها ، نهى نمى كردند ؛ ولى اين نكته را گوشزد مى كردند كه تنها بايد به روايات آنها اعتماد كرد و نه ديدگاه ها و پندارهاى كلامى آنان كه در موضوعاتى چون امامت ، با ديدگاه شيعيان ، يكسر ناسازگار بود. [٣]
٣ . توجّه به شهرت روايت و شناخته و پذيرفته بودن آن در ميان شيعيان
اين معيار نيز چونان يكى از معيارهاى سفارش شده در هنگام تعارض ، نقشى كليدى در پذيرش يا كنار نهادن روايت داشت ؛ چنان كه در مقبوله عمر بن حنظلة [٤] از آن ياد شده است.
٤ . تعارض با حديث شاذّ
در همين روايت آمده است كه در هنگام تعارض روايتى كه شاذّ باشد (درون مايه آن ، ناشناخته و با مشهور ، مخالف باشد) ، به كنارى نهاده مى شود.
٥ . عرضه روايات بر قرآن
جز آنچه گذشت ، امامان عليهم السلام يك معيار فراگير ديگر نيز براى ارزيابى روايات به دست شيعيان داده اند و آن معيار سرنوشت ساز ، عرضه روايات بر قرآن و سنّت است.
[١] . همان ، ج ٧ ، ص ٣٢٤ و ٣٢٧ (در اين دو روايت ، يونس بن عبدالرحمان و صفوان بن يحيى ، كتاب الفرائض را كه از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده بود ، به امام رضا عليه السلام نشان دادند و امام فرمود : هو صحيح) .[٢] . الغيبة ، ص ٣٩٠ .[٣] . همان جا .[٤] . الكافى ، ج ١ ، ص ٦٨ .