مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٧٤
مشخص شده ، تحقيقى روشمند انجام شده است. به عنوان مثال ، اينك براى اين كه بگوييم آيا صدوق روايتى را مستقيماً از كلينى نقل كرده يا نه ، مى توانيم گزارشى كَمّى ارائه كنيم. همچنين مى توانيم بيان كنيم كه چند درصد از اين روايات ، در الكافى وجود دارند و چند درصد چنين نيستند. علاوه بر فوايد تاريخ شناختى موجود در اين گونه تحقيقات ، فوايد سندى و متنى نيز براى آنها متصوّر است. رفع ابهام از اسماى مشترك ، رفع ارسال از نقل هاى يكى از دو مؤلّف ، شناسايى بهتر از شاگردان كلينى و اساتيد صدوق ، و تصحيح متون الكافى بر اساس نقل صدوق ، نمونه هايى از اين آثار مفيد است. {-١-}
٢ . گام هاى تحقيق
پيش از گزارش نتايج تحقيق ، شايسته است كه به بيان مراحل كار بپردازيم. مراحل پژوهش ، به ترتيب ذيل بوده است. گام نخست (تمهيدى): در اين گام ، آثار به جا مانده از شيخ صدوق را شماره مى كنيم. اين كار مهم ترين منابع جستجو براى يافتن روايات صدوق از كلينى را در دست ما مى نهد. گام دوم: پس از تعيين آثار به جا مانده از شيخ صدوق ، به جستجوى نام «ابوجعفر الكلينى» يا «محمّد بن يعقوب» ، در اسناد تمام روايات مندرج در اين آثار مى پردازيم. سپس با توجّه به طبقه راويان ، روايات تمام كسانى كه محمّد بن يعقوب نام دارند ، ولى غير از ثقة الاسلام كلينى اند ، كنار مى گذاريم. [٢]
[١] گفتنى است كه در مقاله حاضر ، از داده هاى فراهم آمده ، تمام نتيجه گيرى هاى ممكن صورت نپذيرفته و دانشمندان و پژوهشگران مى توانند اطلاعات گرد آمده را به عنوان ماده خام تحقيقات خود به كار گيرند و در خدمت به اهل بيت عصمت عليهم السلام و مكتب حديثى و معرفتى ايشان بكوشند.[٢] نمونه بارز اين امر ، محمّد بن يعقوب اصم (از محدّثان اهل سنّت است) كه هم طبقه با كلينى نيز هست و شيخ صدوق بارها توسط افراد مختلف از او روايت مى كند. نام كامل او ابوالعباس محمّد بن يعقوب الاصم النيشابورى است. تفكيك ميان او و كلينى معمولاً با توجّه به كنيه يا القاب او ميسّر است. در غير اين صورت ، بايد به شاگردان و اساتيد آنها توجه كرد.[٣] به عنوان نمونه ، راوندى در قصص الانبياء (ص ٢٩٧) ، روايتى را به سند حاضر درباره زندگانى سلمان نقل مى كند: «و عنه (ابن بابويه) عن ابن حامد ، حدّثنا محمّد بن يعقوب ، حدّثنا أحمد بن عبد الجبار ، حدّثنا يونس ، عن ابن إسحاق ، حدّثنا عاصم بن عمرو بن قتادة ، عن محمود بن أسد ، عن ابن عباس ـ رضى اللّه ـ عنه ، قال : حدّثنى سلمان الفارسى ـ رضى اللّه ـ عنه ، قال...» . محمّد بن يعقوب در اين سند ، همان محمّد بن يعقوب اصم است. شاهد اين مدّعا آن كه احمد بن عبد الجبار (بن محمّد التميمى العطاردى الكوفى) ، از اساتيد اصم است و نه از اساتيد كلينى ، چنان كه شيخ صدوق بارها در كتاب كمال الدين احاديثى را (به مانند سند قصص الانبياء) به واسطه محمّد بن يعقوب اصم ، از احمد بن عبد الجبار العطاردى ، از يونس بن بكير شيبانى ، از محمّد بن إسحاق مدنى(صاحب كتاب سيره) نقل مى كند. به عنوان نمونه نگاه كنيد به : كمال الدين و تمام النعمة ، ص ١٧٢ ، ١٩٩ و ٣٩٣.[٤] جالب آن كه برخى از اين روايات ، نه در آثار موجود صدوق يافت مى شوند و نه در الكافى و مى توانند دريچه اى به شناخت آثار ناياب هر دو شيخ باشند.[٥] حضور كلينى در سند اين احاديث ، مى تواند معانى مختلفى داشته باشد. آيا كلينى حديث مزبور را به صورت شفاهى براى راوى بعدى نقل كرده است؟ يا آن كه نام كلينى به عنوان مؤلّف كتاب ، در سند احاديث آمده است؟ يا اين كه كلينى به عنوان راوى كتب مؤلّفان پيش از خود، در سلسله اسناد جاى گرفته است؟ آگاهى از شيوه كار محدّثان شيعه ، احتمال اول يعنى روايت شفاهى را تقريباً منتفى مى سازد.