مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٧٦
سياسى منتفذ حكومت عباسى به وجود آيد كه هر يك از آنان براى تصاحب قدرت و رسيدن به امير الامرايى كوشش مى كرد. [١] ابن اثير ، چگونگى حكومت را در دوران الراضى باللّه چنين توصيف كرده است: جز بغداد و توابع آن ، در دست خليفه نماند و حكومت به تمامى ، در دست ابن رائق بود و خليفه هيچ قدرتى نداشت. بصره در دست ابن رائق، خوزستان در دست بريدى، فارس در دست عماد الدولة بن بويه، كرمان در دست ابوعلى محمّد بن الياس، ملك رى و اصفهان و جبال در دست ركن الدولة بن بويه و وشمگير ، برادر مردآويج بود كه براى به دست گرفتن آن در حال ستيز بودند ، و موصل ، ديار بكر ، مضر و ربيعه در دست بنى حمدان، مصر و شام در دست محمّد بن طغج، مغرب و آفريقا در دست ابوالقاسم القائم بامر اللّه بن مهدى علوى ، ملقّب به اميرالمؤمنين كه دومين حاكم آنان بود، اندلس در دست عبد الرحمان بن محمّد ، ملقّب به ناصر اموى، خراسان و ماوراء النهر در دست نصر بن احمد سامانى، طبرستان و گرگان در دست ديلميان و بحرين و يمامه در دست ابوطاهر قرمطى بود. [٢] چنان كه پيش تر اشاره شد ، مستكفى در سال ٣٣٤ ق ، به دست آل بويه از سلطنت خلع گرديد. اين مقطع تاريخ ، شاهد تحوّل مهم ديگرى از تاريخ بنى عباس است و مى توان از آن به عنوان دوران سوم عباسى يا نفوذ آل بويه شيعى ايرانى نام برد. احمد معزوله ديلمى ، با مخالفان خود در بغداد جنگيد و در اين جنگ پيروز شد. پس از مستكفى، المطيع للّه به خلافت رسيد. حكومت وى تا سال ٣٦٣ ق و به مدّت ٢٩ سال ادامه داشت. [٣] در اين مدّت ، اسمى از خلافت ، نصيب وى گشت و در واقع ، قدرت در دست معزّ الدوله و ديگر بوييان بود. [٤]
[١] . از سال ٣٢٤ ـ ٣٣٤ ق، هفت بار امير الاُمراها تغيير كرد. در ادامه نوشتار، در گزارش سياسى وضعيت بغداد در عصر دوم عباسى، شرح اجمالى اين تغييرات عرضه شده است.[٢] . الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٣٢٣.[٣] . البداية و النهاية، ج ١١، ص ٢٧٦.[٤] . مروج الذهب، ج ٤، ص ٣٧٢.