مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٢٩
كلينى ، در اين بخش ، احاديثى از چهار امام ديگر ، ارائه نكرده است. از اين موارد ، مى توان چنين نتيجه گرفت كه بيشترين احاديث اين بخش ، از شش امام نقل شده است. البته بايد توجّه داشت كه آمار ياد شده ، محدود به بخش «كتاب العقل و الجهل» از مجموعه كلينى است . ارائه جزئيات درباره دلايل و شواهد تاريخى شيوع احاديث امام جعفر صادق عليه السلام در اين مقاله ، تا حدّى غير ممكن است. در اين جا كافى است به شرايطى كه امام جعفر صادق عليه السلام در آن اوضاع و احوال رشد كرده ، اشاره كنيم . نقل حديث در دوره او مواجه با سقوط حكومت بنى اميّه و به دست گرفتن malsI aihs fo tnempoleneD ylrae eht dna snigiro ehT, . . اين قدرت سياسى جامعه توسّط عبّاسيان بوده است [١] امام باقر عليه السلام در اين حديث ، تأكيد دارد بر اين كه خداوند ، عقل را براى دستورها و نواهى ، و كيفر و پاداش خودش آفريد كه هر دو آنها (ثواب و عِقاب) به درجه موافقت عقلى فرد ، بستگى دارد. حديث دوم اين بخش به امام على عليه السلام بر مى گردد كه تنها در ميان شيعيان شهرت دارد:
[١] همان، ص ٢٠ ـ ٢١ .[٢] تصحيح الإعتقادات، محمّد بن محمّد بن نعمان بغدادى كرخى (شيخ مفيد) ، بيروت : دارالكتاب الإسلامية، ١٤٠٤ ق .[٣] الاُصول الكافى، ج ١، بخش اوّل، كتاب العقل و الجهل، ح ١.[٤] ر.ك : الكافى ، احاديث ٩ ، ١١ ، ٢٥ و ٢٨ «كتاب العقل» .[٥] همان، ح ٢، ١٣، ١٦، ٣٠ و ٣٤.[٦] الاُصول الكافى، ج ١، بخش اوّل، كتاب العقل و الجهل، ح: ١ ، ٧ ، ١٦ ، ٢١ و ٢٦. اين احاديث با كنيه «ابوجعفر» گزارش شده است.[٧] همان، احاديث شماره : ٤ ، ٨ و ٣٢ . كلينى ، گاه از ايشان با «الرضا» و گاهى هم با كنيه وى «ابوالحسن» ياد مى كند.[٨] براى آگاهى بيشتر درباره شيعه دوازده امامى عصر امام صادق عليه السلام ، ر.ك : سيّد حسين محمّد جعفرى، شرايط تاريخى به او اين امكان را داد تا با هدف تربيت دانشمندان مسلمان ، بويژه انديشوران شيعى ، مؤسّسه اى آموزشى تأسيس كند. اين آزادى ، در دوره بنى اميّه شايع نبود و مدّت ها بعد نيز در دوره حكومت عبّاسيان از آن كاسته شد. كلينى ، بخش «كتاب العقل و الجهل» را با نقل حديثى كوتاه از امام باقر عليه السلام درباره خلقت عقل توسّط خداوند ، شروع مى كند : و عزّتى و جلالى ما خلقت خلقا هو أحبّ إلىّ منك و لا أكملتك إلّا فيمن أحبّ ، أما إنّى إيّاك آمر ، و إيّاك أنهى و إيّاك اُعاقب ، وإيّاك اُثيب.