مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٠٢
را بازداشت كرده و مقام امير الامرايى را به بجكم تفويض كند. ابن مقله، در اين ميان، به دستور خليفه، دست و زبانش بريده شد و به شيوه بدى محبوس گرديد و در حبس، جان باخت. [١] شورش بجكم، تداوم يافت. وى در ٣٢٦ ق، به سوى بغداد آمد. ابن رائق كه توان مقاومت در خود نمى ديد، بغداد را ترك كرد و بجكم وارد اين شهر شد و مورد استقبال الراضى قرار گرفت. خليفه، منصب امير الامرايى را به وى واگذار كرد. [٢] بجكم، تقريبا سه سال در مقام خود باقى ماند. ايّام وى، به جنگ و نزاع با بريديان، حمدانيان و ابن رائق سپرى شد و هرج و مرج و نابسامانى، جامعه را قرار گرفته بود. [٣] الراضى، در سال ٣٢٩ ق، درگذشت. بجكم، از فرش ها و وسايل دار الخلافه، آنچه را دوست داشت برداشت. پس از الراضى، المتقى للّه ، پسر ديگر المقتدر، به خلافت نشست [٤] . اين خليفه ضعيف، قدرت امر و نهى نداشت. [٥] بجكم، اندكى پس از درگذشت الراضى، در رجب ٣٢٩ ق، به دست كردان نهرجور كشته شد. [٦] بغداد در اثر آشوب ها و جنگ ها، دچار وضعيت بحرانى گرديده بود و همچنان در برابر دگرگونى هاى سياسى قرار داشت. بغداد، به تصرّف بريديان درآمد ولى دوام نياورد. [٧] آن گاه كورتكين ديلمى، بر بغداد مستولى شد و لقب امير الامرايى يافت. [٨] مدّتى نيز ابن رائق، به دعوت خليفه، وارد بغداد و امير الامرا گرديد، امّا دوره دوم
[١] . همان، ص ٣٤٦.[٢] . همان جا .[٣] . ر.ك: همان، ص ٣٤٦ ـ ٣٦٨.[٤] . المنتظم، ج ١٣، ص ٤٠٣؛ الكامل فى التاريخ، ص ٣٦٦ ـ ٣٦٩.[٥] . مروج الذهب، ج ٤، ص ٣٤٠.[٦] . الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٣٧١.[٧] . همان، ص ٣٧٤.[٨] . همان، ص ٣٧٤.