مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٢٥
و ولايت گرگان را به او واگذار نمود. امّا اين كار، فرجام خوشى براى وشمگير به همراه نداشت. امير نصر سامانى، در محرم ٣٢٨ ق، ابوعلى احمد، پسر امير محمّد چغانى را به تسخير گرگان فرستاد. پس از جنگ و محاصره طولانى، ماكان، از گرگان به طبرستان گريخت و گرگان، به دست نيروهاى سامانى افتاد. [١] در هنگامى كه وشمگير، گرفتار جنگ گرگان بود، حسن بن بويه و برادرش على، محرمانه با ابوعلى چغانى ساختند و در زمانى كه بيشتر سپاه وشمگير در حال مقابله با ابوعلى بودند، فرصت را غنيمت شمرده و دوباره اصفهان را تصرّف كرده و جمعى از سران لشگر وشمگير را دستگير نمودند. ابوعلى چغانى، پس از فتح گرگان، عازم رى گرديد كه با يارى پسران بويه، بر قلمرو آل زيار سلطه يابد. در ٢١ ربيع الاوّل ٣٢٩ ق، در اسحاق آباد رى، جنگ هولناكى ميان سپاهيان ابوعلى و ركن الدوله از يك سو، و لشكريان وشمگير زيارى و ماكان ديلمى از سوى ديگر درگرفت. ماكان، در جنگ كشته شد و وشمگير، به طبرستان گريخت. اسكافى دبير، در نامه اى به شاه سامانى در بخارا، خبر پيروزى بر ماكان را چنين نوشت: «امّا ماكان، صار كإسمه!». ابوعلى، رى را گرفت و سر ماكان را با اسراى بسيار، به بخارا فرستاد و زمستان را در رى ماند. سپس بر زنجان، ابهر، قزوين، قم، كرج، همدان، نهاوند و دينور، سلطه يافت و سرحد دولت آل سامان را تا حدود حلوان (سر پل ذهاب) رساند. [٢] اندكى بعد، در سال ٣٣٠ ق، ركن الدوله، در رى مستقر گرديد و وشمگير را كه به رى آمده بود، شكست داد. [٣] و در سال ٣٣٣ ق، يك بار ابوعلى چغانى را شكست داد و يك بار ديگر، مدّتى رى را رها كرد و اين شهر، به چنگ فرمانده سامانى افتاد. [٤]
[١] . تاريخ طبرستان، ج ١، ص ٢٩٧؛ تاريخ طبرستان و رويان و مازندران، ص ١٧٦.[٢] . الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٣٧٠ و ٣٨٨؛ تاريخ گزيده، ص ٣٨١ (تاريخ گزيده، تاريخ جنگ را به اشتباه، ٣٢٧ ق نوشته است).[٣] . الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٣٩٠.[٤] . همان، ص ٤٤٣.