مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٧١
تقسيم كرده است: مكثّر و مقلّل. مكثّرين، گفته اند شمار كشته شدگان به حدّى است كه قابل شمارش نيست و فقط عالم الغيب آن را مى داند و مقلّلين، شمار تلفات را پانصد هزار نفر گفته اند. هر دو ديدگاه، بر پايه حدس و گمان استوار است و مستند نيست. [١] ابن طقطقى، گزارشى از قيام زنگيان و ماهيت و ويژگى هاى صاحب زنج و فرجام اين جنبش را ارائه نموده و آمار كشتگان را دو ميليون و پانصد هزار نفر نوشته است. [٢]
٦. شورش قرامطه
فرقه قرامطه، با گرايش افراطى باطنيگرى و ارتكاب اعمال خشونت آميز، در سده سوم هجرى، پديد آمد و قدرت آنان، در اواخر اين سده و نيمه اول قرن چهارم، به اوج رسيد. اين حركت، از عراق سرچشمه گرفته، سپس به شام، بحرين و يمن منتقل شد. ابوسعيد جنابى، در بحرين و خليج فارس، قدرتى بر هم زد و چند مرتبه لشكر خليفه را شكست داد و بصره و نواحى آن را غارت نمود. وى در سال ٣٠١ ق، كشته شد [٣] و فرزندش، ابوطاهر سليمان، رياست قرامطه را بر عهده گرفت. از جنايت هاى قرامطه به رهبرى ابوطاهر، حمله به كاروان حجّاج، كشتار آنان، كندن حجر الاسود و بردن آن به هَجَر در ٣١٧ ق بود. [٤] مذهب قرمطى كه اسماعيليه هم گه گاهى خود را از انتساب بدان تبرئه مى كردند، در واقع تركيبى از عقايد غير اسلامى و آرمان هاى ضدّ قدرت بود. صبغه مزدكى، ثنوى و گنوسى در آن وجود داشت. بدون شك، تعداد قابل ملاحظه اى از مقالات و آداب غير اسلامى، از طريق نبطى هاى عراق و فرقه هاى غلات وابسته به مذهب گنوسى و مجوسى، براى جلب اين عناصر، در تعليم اين فرقه وارد شده بود و همين
[١] . مروج الذهب، ج ١، ص ٢٠٨.[٢] . تاريخ الفخرى، ص ٢٤٦.[٣] . الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٨٣ .[٤] . همان، ص ٢٠٧.