مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٨٠
شهرت يافته اند. [١] و دسته دوم، امامت را در فرزندان محمّد ادامه دادند و در نهايت، دولت فاطمى مصر را تأسيس نمودند.
يك. قرامطه (اسماعيليه عراق)
اين فرقه، به حمدان بن اشعث، ملقّب به قرمط، از مبلّغان اسماعيلى عراق، منسوب هستند . آنها بيشتر در نواحى عراق، ايران و جنوب شبه جزيره فعاليت داشتند و با غير مسلمان خواندن مخالفان خود، ريختن خون و غارت اموالشان را جايز مى شمردند. بر همين اساس، بيشترين شهرت آنها در فعاليت هاى نظامى شديدى بود كه در گستره وسيعى از شام تا بحرين و يمن عليه مخالفان صورت دادند. از جمله حملات معروف آنها قتل و غارت كاروان هاى حاجيان توسط ذكرويه قرمطى در سال ٢٩٣ق و حمله ابوطاهر گناوى در ٣١٧ق به مكه و ربودن حجر الاسود است. [٢] آنها در اواخر قرن سوم، موفّق به تأسيس حكومت در بحرين شدند. از نتيجه فعاليت هاى قرامطه، افزايش فشار عمومى بر تمام فرق شيعه و بزرگان آن بود؛ چرا كه حكومت عباسى و عوام، همه شيعيان را هم راه و هم سو با آنان مى پنداشتند. به عنوان نمونه در شورش سال ٣١١ق بغداد كه در اعتراض به غارت هاى قرامطه شكل گرفت، ابن فرات، وزير خليفه كه شيعه مذهب بود، متهم به همكارى با قرمطيان شد و در سال بعد به قتل رسيد. [٣] اين در حالى بود كه اماميه با دستور امام زمان عليه السلام به سفير دوم، از نزديكى به قرامطه خوددارى كردند و حتّى در سركوب آنها، با حكومت همكارى نمودند. يكى از ترفندهاى قرامطه براى پيشبرد و توجيه اعمال خود، استفاده از احاديث
[١] فرقه الشيعة، ص ١٠٥- ١٠٧ ؛ المقالات و الفرق، ص ١٥٦ و ١٥٧.[٢] الكامل فى التاريخ، ج ١٣، ص ٦٣، ٦٧ و ٢٣٩؛ سياست نامه، ص ٢٧٧ ـ ٢٧٨.[٣] سياست نامه، ص ١٨٧ ـ ١٩٣.