مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٧٢
را داشتند، امّا بر اين باور بودند كه امامت متوقّف شد تا اين كه خداوند، خود قائم را از ميان ائمّه درگذشته، انتخاب نمايد. آنها دوره بعد از فوت امام حسن عسكرى عليه السلام تا ظهور قائم را دوره «فترت» ناميدند. [١] اكنون از اين ديدگاه هاى مختلف به جز اماميه، اثرى نيست امّا در دوره مورد نظر، هر يك از آنها طرفدارانى داشتند و در فضاى سياسى براى پيشبرد اهداف خود تلاش مى كردند. به لحاظ سياسى، اماميه در اين زمان، اوّلين دوره غيبت امام خود را تجربه مى كرد و نوّاب چهارگانه ـ كه رابط امام با شيعيان بودند ـ ، در حقيقت، رهبرىِ اماميه را در امور مختلف به دست داشتند. البته كار اين افراد، بسيار سخت و پيچيده بود؛ چون از طرفى بايد وجود امام دوازدهم را براى هواداران مورد اعتماد به اثبات برسانند و از سوى ديگر، نام و محل زندگى او را از دشمنان و حتى توده شيعيان مخفى نمايند. به نظر مى رسد عثمان بن سعيد، به عنوان اوّلين سفير امام، توانست خليفه عباسى را متقاعد نمايد كه امام يازدهم بدون جانشين از دنيا رفته است. اين امر ، شرايط را براى فعاليت وكلا و كارگزاران امام دوازدهم ـ كه در نقاط مختلف فعاليت داشتند و از طريق سفير با امام در ارتباط بودند ـ ، مساعد نمود. [٢] علاوه بر آن، امام هم در توقيعاتى كه صادر مى كرد، معتقدان به خود را از دخالت در امور سياسى روز و اقداماتى كه آشكارا عليه خلافت عباسى صورت مى گرفت، منع مى كرد تا از توجّه و فشار حكومت نسبت به آنها كاسته شود. با اين حال، سفراى امام يك مشكل داخلى جدّى داشتند و آن مقابله با برخى از بزرگان و علماى شيعه بود كه به دلايل گوناگون مثل جاه طلبى و كج فهمى، با آنها مخالفت مى كردند و اغلب خود را سفير و وكيل امام دانسته و با ارائه عقايد خاص خود موجب انشقاق در شيعيان مى شدند. اين افراد، كه اغلب از غاليان بوده و با عنوان نوّاب دروغين شناخته
[١] همان، ص ١٨٨ ـ ١٨٩.[٢] تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ص ١٤٠.