مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٤٦
گزارش گونه بررسى شود تا بدين ترتيب، فضايى كه در آن، كتاب الكافى نوشته شد و اهميت كارى كه كلينى انجام داد، بهتر شناخته و شناسانده شود.
فرقه و مبناى فرقه سازى در اسلام
فرقه، از مادّه فرق، به معناى جدا كردن و گسستن است كه مفهوم تفاوت نهادن نيز از آن دريافت مى شود؛ امّا در اصطلاح، فرقه به «گروهى گفته مى شود كه در درون يك دين مشخّص و با حفظ ديدگاه هاى مشترك با ديگر گروه هاى همتاى خود، در مسائل و مباحثى با ديگر هم كيشان خود اختلاف كرده اند». [١] اين واژه، برابر نهاده «نحله» (جمع: نحل) است كه از واژه «ملّه» (جمع: ملل) به معناى پيروان اديان مستقل، بازشناخته مى شود. فرقه در اين مفهوم، با اصطلاح مذهب، تفاوت دارد؛ چرا كه اختلاف در فرقه ها، مربوط به عقايد و كلام مى شود؛ امّا در مذهب، اصول فقهى و رفتارى (احكام)، مورد اختلاف است. دو واژه «صنف» و «حزب» هم در كتب ملل و نحل وجود دارد كه صنف بيشتر به انشعاب هاى درون يك فرقه و حزب به گروه هايى با اهداف سياسى خاص گفته مى شود. سه موضوع فقه، كلام و تصوّف، عمده ترين محورهاى فرقه سازى در دوره هاى مختلف بوده است. بر اساس اين سه محور، فرقه ها و مذاهب، به: كلامى، فقهى و صوفيانه تقسيم مى شوند؛ امّا مشهورترين دسته بندى ها، بر مبناى اختلافات سياسى شكل گرفته و فرق در سه طيف: اهل سنّت، شيعه و خوارج شناخته مى شوند. البته اگر مبناى اختلاف را مسئله جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله بدانيم و معتقدان به خلافت بلا فصل على عليه السلام و مخالفان آن را در دو طرف قرار دهيم، خوارج هم در گروه دوم قرار مى گيرند كه در برخى اصول و احكام، با اهل سنّت اختلاف دارند. كتب ملل و نحل هم اغلب با در نظر داشتن مبناى سياسى تفرّق، به بيان شاخصه هاى فقهى يا كلامى هر
[١] تاريخ فرق اسلامى، ج ١، ص ١٦.[٢] الكافى، ج ١، ص ١٣٤ ـ ١٣٦ و ١٥٥.[٣] همان، ص ١٦٨.[٤] از افرادى مثل عبد العزيز مكى، حارث محاسبى (م ٢٤٣ ق) و ابن كلاب (م ٢٤٠ ق)، به عنوان اوّلين متكلّمان اهل سنّت ياد مى شود.