مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١١
مخالفت پرداخت و رى را در سال ٣١٣ ق، تصرّف كرد . نصر بن احمد، در اوايل سال ٣١٤ ق، بدان سو شتافت . در اين هنگام ، فاتكْ فرار كرد و نصر بن احمد، در اوايل شعبان ٣١٦ ق، كارگزار رى شد . [١] ـ محمّد بن على صعلوك ، داعى صغير و ماكان كاكى را از طبرستان ، به رى دعوت كرد ، حكومت آن جا را به ايشان داد و خود ره سپار خراسان شد . [٢] در سال ٣١٦ ق ، اسفار شيرويه ، ماكان كاكى را در رى شكست داد ؛ ولى در حين حكومت ، ظلم بسيارى به مردم نمود ؛ چنان كه مسعودى در مروج الذهب گفته : «وى به كيش اسلام نبود» . [٣] در سال ٣١٩ ق، مرداويج، چون ظلم اسفار را به مردم ديد، با او به مخالفت پرداخت و با جمعى به قزوين حمله آورد تا اسفار را هلاك كند كه اسفار، به رى گريخت ؛ ولى نتوانست آن جا بماند . سرانجام، پس از سرگردانى زياد ، وى را در طالقان يافتند و به قتل رساندند . اين گونه، مرداويج به حكومت قزوين رسيد. [٤] مرداويج، به سال ٣٢٣ ق، پس از مدّتى حكومت ، به دست غلامان به غدر كشته شد . [٥] ـ در سال ٣٢٣ ق، در مشكويه (دو منزلىِ رى) ميان حسن بن بويه (ركن الدوله) و وُشمگير (جانشين مرداويج) نبردى سخت در گرفت كه پيروز ميدان، وشمگير بود . [٦]
[١] الكامل فى التاريخ، ص ٤٧٤٢؛ رى باستان، ج ١، ص ١٤٨ .[٢] الكامل فى التاريخ، ص ٤٧٤٢؛ رى باستان، ج ١، ص ١٤٨.[٣] الكامل فى التاريخ، ص ٤٧٦١ ؛ رى باستان ، ج ١، ص ١٤٨ و ١٤٩؛ طبرسى و مجمع البيان ، ص ٢٩٢ ؛ تاريخ طبرستان ، ص ٢٩٢ ؛ تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ، ص ٦٩؛ حبيب السير ، ج ١ ، ص ٤١٥ .[٤] تاريخ طبرستان، ص ٢٩٤ ؛ تاريخ طبرستان و رويان و مازندران، ص ٧٠؛ رى باستان ، ج ١ ، ص ١٤٩ .[٥] الكامل فى التاريخ، ج ١١ ، ص ٤٨٥٥؛ رى باستان، ج ١، ص ١٥٢ .[٦] تاريخ طبرستان، ص ٢٩٦؛ تاريخ طبرستان و رويان و مازندران، ص ٤٤٠ .