مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٥٨
داشتند. فيض بن مختار مى گويد كه امام صادق عليه السلام به من فرمود: «يا فيض! إنّ الناس قد اُولعوا بالكذب علينا كأنّ اللّه افترض عليهم ولا يريد منهم غيره؛ [١] اى فيض! دشمنان ما حريص شده اند به دروغ بستن بر ما. گويى خداوند، بر آنان چنين واجب فرموده و جز اين، از آنان نخواسته است». قميّون، بسيارى از رجال نوادر الحكمة را حذف نموده و بر نام آنها خط بطلان كشيدند. [٢] يونس بن عبدالرحمان مى گويد: من احاديث فراوانى از اصحاب امام صادق و امام باقر عليهماالسلام اخذ نمودم و آن گاه كه آنان را بر امام رضا عليه السلام عرضه كردم، آن حضرت، بسيارى از آن احاديث را انكار نمود. [٣] به علاوه، روايات فراوانى از ائمه اطهار عليهم السلام بخصوص امام صادق عليه السلام ، به ما رسيده است در رد و نقد اين رؤساى كفر و الحاد و كسانى كه مرتكب اين گونه خيانت ها و بلكه جنايت ها مى گرديدند. [٤] اما بعدا كه دوران غيبت صغراى امام عصر عليه السلام آغاز گرديد، كار، از اين نيز مشكل تر شد. حق و باطل، با يكديگر مخلوط شدند و سره و ناسره، ممزوج و مغشوش گرديدند. در اين موقعيت، مسئوليت كارشناسان مذهب و عالمان اصيل دين، شدّت يافت و رجال متخصّص و برجسته اى برخاستند كه براساس معيارهاى دقيقى كه از سوى رهبران معصوم و بزرگوار شيعه نقل شده بود، رواياتى را كه موافق قرآن باشد، مخالف كتاب خدا نباشد، مخالف با دليل عقل قطعى و موافق با آراى دشمنان مذهب نباشد، مطابق سنّت قطعى و متواتر بوده، نورانيت خاص و معنويت و شفافيّت لازم را ـ كه اهلش آن را مشاهده مى نمايند ـ داشته باشد، در روايات، تشخيص دهند. [٥]
[١] . الرسائل، شيخ انصارى، ج ٨ ، ص ٣٢٥ (به نقل از رجال الكشى، ج ١، ص ٣٤٧ ح ٢١٦).[٢] . الرسائل، شيخ انصارى، ج ١، ص ٣٢٤ و ٣٢٦.[٣] . همان، ج ١، ص ٣٢٦ (به نقل از: رجال الكشى، ج ٢، ص ٤٨٩ ـ ٤٩٠) .[٤] . الميزان ، ج ١٤ ، ص ٢٣٣؛ رجال المامقانى، ج ٣، ص ٢٣٦؛ الدرايه، شهيد ثانى، ص ٥٢ ـ ٥٥؛ مقباس الهداية ، ص ٥٥ .[٥] . همان جا؛ نيز ر.ك: تفسير القمّى.