مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٨١
نبوى در پيش بينى قيام قائم و مهدى خواندن رهبران خود بود و علماى امامى براى خنثى نمودن اين شگرد، سعى كردند كه نشانه هاى قبل از ظهور قائم را بيشتر بيان و معرفى نمايند. با وجود تحرّك زياد قرامطه در امور نظامى و سياسى، در زمينه فرهنگى و بويژه تأليف كتاب، جايگاه چندانى ندارند؛ چرا كه بيشتر طرفداران آن از اعراب باديه نشين بودند. البته برخى رهبران اسماعيليه مانند عبدان كه از دعات اسماعيلى عراق بود و با حمدان قرمط همكارى داشت، كتاب هاى زيادى مانند كتاب الرحا و الدولاب، الحدود و الاشتباه و اللامع داشته است و ديگران هم اگر كتابى نوشته اند به نام او منتشر ساخته اند. آثار عبدان، تا مدّت ها به عنوان كتاب مرجع مورد استفاده اسماعيليه عراق بخصوص قرامطه بوده است. {-٣-}
دو. فاطميان (اسماعيليه مصر)
شاخه اى از اسماعيليه، كه در مقايسه با قرامطه ابتدا در اقليت بودند، به تداوم امامت در فرزندان محمّد بن اسماعيل اعتقاد داشتند. از نظر آنها، در دوره سِتر كه از وفات محمّد در زمان هارون الرشيد شروع شد، امامان اسماعيلى به صورت مخفى مى زيسته اند و نام آنها چندان معيّن نيست. آخرين اين امامان، به نام عبيد اللّه المهدى كه خود را به امام جعفر صادق عليه السلام منسوب مى كرد، [٢] در ٢٨٦ ق به صورت آشكار اعلام امامت نمود و به اين ترتيب، دوره ستر به پايان رسيد. او در ٢٨٩ق به شهر سلجماسه مغرب رفت امّا دستگير و زندانى شد. در همين زمان، داعى برجسته اسماعيلى به نام ابوعبد اللّه شيعى كه دانا و دانشمند و داراى انديشه بود، [٣] پس از مدّت ها دعوت در يمن، از ٢٨٠ق در شمال افريقا
[١] الفهرست، ابن نديم، ص ٣٥٣.[٢] ابن اثير، اوّلين فرد از اين سلسله را محمّد بن عبد اللّه بن ميمون بن محمّد بن اسماعيل بن جعفر الصادق عليه السلام معرفى كرده است.[٣] الكامل فى التاريخ، ج ١٣، ص ٩٢.