مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٠
ـ رى كه با انقراض ساسانيان، به دست اعراب افتاد و در سال ٢٢ ق، حكومتش از دست خاندان مهران رازى خارج شده بود ، بار ديگر به سال ٢٨٩ ق، به دست يكى از فرزندان همان خاندان افتاد . [١] ـ احمد بن اسماعيل در سال ٢٩٥ ق، بعد از مرگ پدرش به حكومت رسيد و خليفه وقت يعنى ، مكتفى ، در ذى القعده همان سال درگذشت . [٢] ـ احمد بن اسماعيل در سال ٢٩٦ ق، به رى آمد و عهد مقتدر در آن جا به وى رسيد . وى محمّد صعلوك را در رى، خليفه خويش گردانيد و خود به خراسان بازگشت . [٣] ـ در سال ٣٠٤ ق، يوسف بن ابى السّاج، حاكم رى شد، و قزوين ، زنجان و ابهر را نيز در اختيار گرفت . [٤] ـ در محرّم سال ٣٠٧ ق، مونس خادم ، لشكرى فراهم كرد و به طرف رى رفت. در اردبيل، دو سپاه با يكديگر به جنگ پرداختند . يوسف اسير شد و سپاهيانش فرار كردند . [٥] ـ در سال ٣١٠ ق، بار ديگر «مقتدر» خليفه عباسى، حكومت رى ، قزوين ، ابهر ، زنجان و آذربايجان را به يوسف بن أبى السّاج سپرد . [٦] وى در سال ٣١١ ق، به رى آمد و با احمد بن على صعلوك جنگيد . در اين جنگ ، احمد شكست خورد و يارانش فرار كردند . [٧] فاتك (غلام يوسف بن ابى السّاج) كه در رى بود ، با دربار خلافت، به
[١] رى باستان ، ج ١ ، ص ١٤٣ .[٢] زين الأخبار ، ص ١٦ .[٣] همان جا؛ رى باستان ، ج ١ ، ص ١٤٤ .[٤] الكامل فى التاريخ، ج ١١ ، ص ٤٦٧٩؛ رى باستان، ج، ص ١٤٦ .[٥] الكامل فى التاريخ، ص ٤٦٨١ ؛ رى باستان، ج ١، ص ١٤٦؛ تجارب الاُمم ، ج ٥ ، ص ١٠٣ .[٦] الكامل فى التاريخ، ص ٤٧١٦؛ رى باستان، ج ١، ص ١٤٧ .[٧] الكامل فى التاريخ، ص ٤٧٢٣؛ رى باستان، ج ١، ص ١٤٧.