مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٠٤
اماميه و شخصيت هاى شيعى در اوان خلافت عباسى، همانند ابن يقطين و فضل بن سليمان، [١] گواه اين مسئله است. بغداد، يكى از مراكز مهم علمى شيعه و نماد و مظهر كلام عقلى شيعى به شمار مى آمد. در عين حال، يكى از مراكز حديثى شيعه نيز بود. مكتب حديثى بغداد، از سده سوم، روز به روز گسترش مى يافت، بويژه شبكه ارتباطى وكالت و سفارت، پس از وفات امام حسن عسكرى عليه السلام در ٢٦٠ ق، به بغداد منتقل شد. اين شهر، مركز چهار تن از سفراى حضرت مهدى(عج) در دوران غيبت صغرا گرديد. شيخ كلينى، مؤلّف قديم ترين جامع حديثى از كتب اربعه شيعه، به گونه اى با حوزه بغداد در ارتباط بوده است. بيشترين درخشش بغداد، در حوزه مكتب كلامى شيعه روى داد. در عصر آغازين غيبت، شخصيّت هاى بزرگ علمى خاندان نوبختى، همانند ابوسهل و حسن بن موسى، از پيشوايان كلام شيعه هستند كه بنياد اين كلام را پى نهادند و به نسل هاى بعد منتقل كردند. از ديدگاه سياسى نيز مى توان به نفوذ خاندان آل فرات كه از ديوان سالاران و وزيران مشهور شيعى هستند، اشاره كرد. نيز تلاش هاى خاندان نوبختى در قلمرو سياست، موجب ارتقاى جايگاه تشيّع در ايّام المقتدر و پس از آن گرديد ، تا جايى كه در دوره دوم وزارت ابن فرات در سال ٣٠٥ ق، يكى از فرماندهان نظامى عباسى به نام قاسم بن سيما فرغانى، براى سركوب حباسه، سردار شيعى، به مصر عزيمت كرد و در جنگى، حباسه و يارانش را دچار هزيمت نمود و قاسم، ترديدى نداشت كه خليفه او را عطا و تيول در خور خواهد بخشيد و به كارهاى مهم خواهد گماشت. امّا چون برگشت و به دروازه شماسيه بغداد رسيد، وى را در آن جا نگه داشته و از ورود به شهر باز داشتند چندان كه افسرده و ملول شد. از آن پس، اجازه ورود دادند و اين را براى
[١] . رجال النجاشى، ص ٣٠٦.[٢] . صلة تاريخ الطبرى، ج ١١، ص ٦٤.[٣] . تكملة تاريخ الطبرى، ج ١١، ص ٢٧٣.[٤] . تجارب الاُمم، ج ٥ ، ص ٣٧٥.[٥] . نهج الحق و كشف الصدق، ص ٣٥٨.[٦] . تجارب الاُمم، ج ٥ ، ص ٤١٥؛ الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٣٠٧.[٧] . الأوراق، ص ١٠٤.[٨] . الغيبة، ص ٢٣٦.[٩] . همان، ص ٢٣٧.[١٠] . همان جا.[١١] . المستفاد من ذيل تاريخ بغداد، ج ١٩، ص ١٩٠.[١٢] . همان، ص ١٩١؛ الأوراق أخبار الراضى باللّه و المتقى للّه ، ص ٧٦.[١٣] . معجم الاُدباء، ص ٧٩٠.[١٤] . تجارب الاُمم، ج ٥ ، ص ٤٥١ ـ ٤٥٩ ؛ تاريخ ابن خلدون، ج ٢، ص ٦٢٥؛ الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٣٣.[١٥] . تاريخ الإسلام، ج ٢٤، ص ١٥٤.[١٦] . الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٣٠٧.[١٧] . الغيبة، ص ٢٤٦.[١٨] . الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٥٩ .[١٩] . صلة تاريخ الطبرى، ج ١١، ص ٩٤.[٢٠] . جستجو در تصوّف ايران، ص ١٥٩.[٢١] . تكمله تاريخ الطبرى، ج ١١، ص ٢٨٩؛ المنتظم، ج ١٣، ص ٣٤٢؛ الكامل فى التاريخ، ج ٨، ص ٢٩٠.[٢٢] . الغيبة، ص ١٨٣.[٢٣] . خاندان نوبختى، ص ٢٢٣.[٢٤] . رجال النجاشى، ص ٣٧٨.[٢٥] . الغيبة، ص ٢٤٩.[٢٦] . همان، ص ٢٥٤.[٢٧] . تجارب الاُمم، ج ٥ ، ص ١٨٥.[٢٨] . الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٢٩٠؛ الفخرى، ص ٢٧٤.[٢٩] . همان، ص ٢٣٠ و ٢٣٨.[٣٠] . خاندان نوبختى، ص ٢٣٢.[٣١] . الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٢٩٠ ـ ٢٩٤.[٣٢] . همان، ص ٢٩٤.[٣٣] . خاندان نوبختى، ص ٢٣٢.[٣٤] . همان، ص ٢٢٤.