مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٣٥
نظر مى رسد عبارت «عدّة من أصحابنا» ، تنها به مشايخ كلينى اشاره دارند ، بدون اين كه اندك اطّلاعاتى درباره شناخت نامه آنان ارائه كرده باشد. در اين جا بايد اعتراف كنم كه تا كنون پاسخى براى اين مسئله پيدا نكرده ام . از اين رو ، دوست دارم مجال پاسخ به آن را تا زمانى ديگر ، همچنان گشوده نگاه دارم. لازم است گونه اى ديگر از اين قسم احاديث را در اين جا گزارش كنم و آن ، آخرين حديث «كتاب العقل و الجهل» الكافى است كه در آن آمده : على بن محمّد، عن بعض أصحابه، عن ابن أبى عمير، عن النضر بن سويد، عن حمران و صفوان بن مهران الجمّال قالا : سمعنا أبا عبد اللّه عليه السلام يقول: لا غنى أخصب من العقل، و لا فقر أحطّ من الحمق ، و لا استظهار فى أمر بأكثر من المشورة فيه ؛ [١] على بن محمّد ، از برخى از اصحابش ، از ابن ابى عمير ، از نضر بن سويد ، از حمران و صفوان بن مهران جمّال نقل مى كند كه هر دو از امام صادق عليه السلام شنيدند كه فرمود : «توانگرى اى پُربارتر از خِرد ، و تنگ دستى اى پست تر از نابخردى نيست . ر ، يارى جويى اى فزون تر از مشورت نيست» .
ملاحظاتى در «الكافى» و درجه اعتبار توصيفى آن توسّط كلينى
پيروى طبقات مختلف دانشمندان شيعه دوازده امامى پس از دوره كلينى و به طور خاص در دوره صفويه ـ كه دوره احياى تفكّر مذهب شيعه دوازده امامى به شمار مى آيد ـ ، از مجموعه الكافى ، حاكى از بزرگداشت جايگاه الكافى و گردآورنده آن است ؛ چرا كه آنان ، كلينى را در ميان انديشمندان شيعى ، به عنوان «شيخ» و كتاب او الكافى را الگويى كامل در [٢]
[١] همان، ص ٢٠ ـ ٢١ .[٢] تصحيح الإعتقادات، محمّد بن محمّد بن نعمان بغدادى كرخى (شيخ مفيد) ، بيروت : دارالكتاب الإسلامية، ١٤٠٤ ق .[٣] الاُصول الكافى، ج ١، بخش اوّل، كتاب العقل و الجهل، ح ١.[٤] ر.ك : الكافى ، احاديث ٩ ، ١١ ، ٢٥ و ٢٨ «كتاب العقل» .[٥] همان، ح ٢، ١٣، ١٦، ٣٠ و ٣٤.[٦] الاُصول الكافى، ج ١، بخش اوّل، كتاب العقل و الجهل، ح: ١ ، ٧ ، ١٦ ، ٢١ و ٢٦. اين احاديث با كنيه «ابوجعفر» گزارش شده است.[٧] همان، احاديث شماره : ٤ ، ٨ و ٣٢ . كلينى ، گاه از ايشان با «الرضا» و گاهى هم با كنيه وى «ابوالحسن» ياد مى كند.[٨] براى آگاهى بيشتر درباره شيعه دوازده امامى عصر امام صادق عليه السلام ، ر.ك : سيّد حسين محمّد جعفرى، شرايط تاريخى به او اين امكان را داد تا با هدف تربيت دانشمندان مسلمان ، بويژه انديشوران شيعى ، مؤسّسه اى آموزشى تأسيس كند. اين آزادى ، در دوره بنى اميّه شايع نبود و مدّت ها بعد نيز در دوره حكومت عبّاسيان از آن كاسته شد. كلينى ، بخش «كتاب العقل و الجهل» را با نقل حديثى كوتاه از امام باقر عليه السلام درباره خلقت عقل توسّط خداوند ، شروع مى كند : و عزّتى و جلالى ما خلقت خلقا هو أحبّ إلىّ منك و لا أكملتك إلّا فيمن أحبّ ، أما إنّى إيّاك آمر ، و إيّاك أنهى و إيّاك اُعاقب ، وإيّاك اُثيب.