مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٠٢
صحيح البخارى، حدود دو هزار و هفتصد روايت است؛ [١] يعنى كارى كه او در مدّت بيست سال براى مذهبش كرد، برابر است با همه تلاشى كه شش تن از بزرگان و محدّثان اهل سنّت، به مدّت يك قرن به سامان آن توفيق يافتند. كلينى پس از بيست سال تلاش علمى و طاقت فرسا، از ميان چندصد هزار روايت موجود و منقول از ائمّه عليهم السلام به نقل و ذكر حدود شانزده هزار روايت(يعنى حدود٥ درصد) قناعت ورزيد. او به تأسّى از مكتب اهل بيت عليهم السلام كتاب خود را با بحث «عقل» آغاز كرد و با فضيلت دانش ادامه داد. در ميان كتب اربعه، الكافى ، تنها كتابى است كه روايات اصول عقايد را نيز در بر دارد. با وجود اين، و على رغم دقّت و فراست فراوان كلينى، بنا بر ارزيابى علّامه محمّد باقر مجلسى در مرآت العقول، بيش از نيمى از روايات منقول در الكافى، مشكلات سندى دارند. الكافى ، در محيط و دورانى تدوين شد كه ديگر مكاتب و فرق اسلامى، مهم ترين پايه هاى تأليفى خود را بنيان مى گذاشتند. اين تأليفات، معمولاً متعلق به مدرسه هاى فكرى و علمى روزگار خود بودند. در آن روزگار، دو مكتب و مشرب عمده در جهان تشيّع وجود داشت: مكتب قم و رى، و مكتب بغداد. محدّث كلينى را بايد حدّ واسط ميان مكتب «قم» و «بغداد»، و يا جامع آن دو دانست. مكتب قم، گرايش «اهل الحديثى» داشت. شايد مهم ترين منشأ اين گرايش غالب، خالى بودن قم از حضور گروه هاى مختلف فكرى و فرقه هاى غير شيعى بود. به همين سبب، قم مى توانست در مذهب خود خالص باشد و از دانش هاى غير متنى، احساس بى نيازى كند؛ زيرا استدلال هاى عقل گرايانه، بيشتر در مواجهه با مخالفان، به كار فقيهان مى آمد. امّا مدرسه بغداد، به دليل اشتمال آن شهر بر ديگر گروه هاى فكرى از شيعه و اهل سنّت، نمى توانست از بحث هاى عقلى و استدلالى، كناره گيرد. بغداد، شهر فرقه هاى متنّوع و مكتب هاى ريشه دار و همچنين بى ريشه بود. گاه در يك
[١] شيعه در اسلام، ص١٤٣ .[٢] ر.ك: مقدمه فارسى اصول كافى، ج١، ص٩ .[٣] البته برخى از آثار نام برده، در بغداد تأليف نشده اند؛ ولى مى توان تأثير تحصيل يا توقّف در بغداد را در آنها ديد.[٤] براى اطلاعات بيشتر در اين زمينه، ر.ك: مقدمه اى بر فقه شيعه، ص ٣٩ ـ ٤٩؛ فرقه هاى اسلامى، ص١٣٥؛ حوزه هاى شيعه در گستره جهان .[٥] درباره ميانه روى و جامعيت شيخ طوسى، ر.ك: مقالات كنگره هزاره شيخ طوسى (مشهد، ١٣٤٧ش) .[٦] ر.ك: الشيخ الكلينى البغدادى و كتابه الكافى .[٧] زيرا جز الكافى، اثر ديگرى از او به دست ما نرسيده است .[٨] تصحيح الاعتقاد ، ٢٧ .[٩] بحار الأنوار ، ج ٢٥ ، ص ٦٧ .[١٠] همان جا .[١١] الوافى ، ج ١ ، ص ٦ .[١٢] مرآة العقول ، ج ١ ، ص ٣ .[١٣] الكافى ، ج ١ ، ص ٨ ـ ٩ .[١٤] برخى از دانشوران، اين شرح را بهترين شرح الكافى دانسته اند (ر.ك: درآمدى بر تاريخ حديث، ص١٨٢) .[١٥] همان، ص ١٨٣ .[١٦] ر.ك: تاريخ فلسفه اسلامى، ص ٧٩ .