مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٧٢
نكته، آنان و همچنين ساير طبقات اسماعيليه را در نزد عامّه مسلمانان، مايه وحشت و نفرت تمام مى ساخت. {-٣-}
٧. جنبش هاى خوارج
يكى از خيزش هاى دوره دوم عباسيان، تداوم تحرّكات خوارج بود. در ٢٥١ ق، عمّار خارجى، در جنگ با يعقوب ليث صفارى، كشته شد و سر و جسد وى، در دو دروازه شهر سيستان به دار آويخته شد. [٢] در شمال بين النهرين نيز خوارج تحرّكاتى داشتند. شورش هارون بن عبد اللّه شارى خارجى، در موصل و كشته شدن وى، در حوادث سال هاى ٢٨٢ و ٢٨٣ ق در زمان معتضد به تفصيل گزارش شده است. [٣] همچنين از دو شورش خوارج در سال هاى ٣١٧ و ٣١٨ ق، ذكرى به ميان آمده است. يكى از خارجى ها، به نام ابن مطر، شورش نموده و قصد نصيبين كرد و ناصر الدوله ابن حمدان، با او جنگيد و اسيرش نمود. يك فرد خارجى ديگر به نام محمّد بن صالح، قيام كرد و توسّط نصر بن حمدان اسير گرديد. [٤] حضور خوارج در مغرب، از سده دوم هجرى كه در آن جا از دولت و قدرت برخوردار بودند، تداوم يافت و تحرّكات آنان در اواخر سده سوم و اوايل سده چهارم، موجب درگيرى هايى در اين ناحيه مى گرديد. يكى از مهم ترين شورش خوارج، در شمال آفريقا، پس از درگذشت عبيد اللّه المهدى، به سال ٣٢٢ ق، توسّط ابويزيد مخلّد بن كيداد، به وقوع پيوست و به جنگ هاى سخت و خونين و ويرانگرى انجاميد و خرابى هاى زياد پديد آورد. [٥]
[١] . تاريخ مردم ايران، ج ٢، ص ١٥٦.[٢] . تاريخ مفصّل ايران، ص ١٩٢.[٣] . الكامل فى التاريخ، ج ٧، ص ٤٧٠ و ٤٧٦.[٤] . همان، ج ٨ ، ص ٢١٤ و ٢٢٠.[٥] . تاريخ ابن خلدون، ج ٤، ص ٥٢ .