مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٦٨
اسماعيل بن اسحاق بن ابى سهل بن نوبخت (٢٣٧ ـ ٣١١ ق) [١] است. حيات وى، مقارن با زمان غيبت صغرا و هم زمان با حيات كلينى بود. وى، در اين ايّام، از بزرگان و رؤساى شيعه اماميّه و از مشاهير متكلّمان اين مذهب به شمار مى رفت، به گونه اى كه در بسيارى از مصادر، ابوسهل اسماعيل، به عنوان شيخ المتكلّمين شيعه ياد شده و او را ستوده اند. [٢] وى افزون بر جايگاه كلامى، ادبى و علمى، مصدر مشاغل ادارى بود و در ديوان خلافت، از مقامى قريب به مقام وزارت بهره مند بود. [٣] به غير از ابوسهل، تنى چند از نوبختيان، به مقامات بالاى ادارى رسيدند و جزو اركان سياسى قدرت عباسيان درآمدند. اين قدرت سياسى، به صورت گسسته بروز مى كرد و دچار نوسان بود و اين به خاطر رقابت هاى مذهبى و چنگ انداختن به قدرت از سوى گروه هاى متنفّذ محلّى و غير محلّى بود. يكى از شخصيت هاى پر نفوذ اواخر دوران دوم عباسى، ابويعقوب اسحاق، پسر جناب ابوسهل نوبختى است. وى، از رجال سياسى با سابقه بود. در ايّام مقتدر، چالش هايى در زندگى سياسى وى پديد آمد. امّا همچنان از صاحبان قدرت سياسى و اقتصادى محسوب مى گرديد. [٤] پس از قتل مقتدر عباسى در ٣٢٠ ق، ابويعقوب اسحاق نوبختى، در جايگاه يكى از عناصر قدرت حكومتى، با ادامه خلافت در خانواده مقتدر مخالفت نمود و از حكومت قاهر طرفدارى نمود. قاهر، به خلافت رسيد. وى، با اين كار خود، ناخواسته، حكم قتل خويش را صادر كرد؛ [٥] زيرا قاهر، مردى متلوّن مزاج و بسيار سخت گير بود. پس از قدرت يافتن، عده اى را زجر و شكنجه نمود و برخى را كشت و اين كارش، موجب گرديد كه وى را پس از نزديك به دو سال خلافت، باز داشت و كور كرده و از خلافت بر كنار كردند. [٦] يكى از قتل هاى قاهر، كشتن فجيع ابويعقوب
[١] . الوافى بالوفيات، ج ٩، ص ١٠٣؛ سير أعلام النبلاء، ج ١٥، ص ٣٢٨.[٢] . رجال النجاشى، ص ٣١؛ خلاصة الأقوال، ص ٥٥؛ نقد الرجال، ص ٢٢٣.[٣] . رجال النجاشى، ص ٣١.[٤] . تجارب الاُمم، ج ٥، ص ٣٢٧.[٥] . همان، ج ٥ ، ص ٣٢٧؛ الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٢٤٤؛ شذرات الذهب، ج ٤، ص ١١١.[٦] . تجارب الاُمم ، ج ٥ ، ص ٣٨٠؛ تاريخ مختصر الدول، ص ١٥٩.