مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٦
چه كسى فرمان بردار باشم؟ امام عليه السلام فرمود : اين ابو عمرو (عثمان بن سعيد) ، فردى امين و مورد اعتماد من است . آنچه به شما بگويد ، از جانب من مى گويد و آنچه به شما برساند ، از جانب من مى رساند . [١] نيز مى گويد : پس از رحلت امام هادى عليه السلام ، به محضر امام حسن عسكرى عليه السلام رسيدم و همان سؤال را تكرار كردم . حضرت نيز مانند پدر بزرگوارش ، فرمود : اين ابو عمرو ، امين و مورد اعتماد من است . امينِ امام پيشين بود و امينِ من است در زندگى و پس از مرگ من . هر آنچه او بگويد ، از جانب من مى گويد و آنچه به شما برساند ، از جانب من رسانده است . [٢] سعد بن عبد اللّه اشعرى ، از احمد ابن اسحاق چنين نقل مى كند : نامه اى از جعفر كذّاب براى من ارسال شد كه خود را وصى و قيّم برادر معرّفى كرده بود . وقتى نامه را خواندم ، نامه اى به سوى امام زمان عليه السلام فرستادم و نام جعفر را در ميان آن قرار دادم . در جواب من ، از ناحيه مقدّسه ، پاسخى كامل و جامع ارسال شد كه در پايان آن ، چنين نگاشته بود : و قد أبى اللّه عز و جل أن تكون الإمامة فى أخوين بعد الحسن والحسين عليهماالسلام وإذا أذن اللّه لنا فى القول لظهر الحق واضمحل الباطل ... . [٣] حال كه فروغ معنويت و مكانت احمد بن اسحاق مشخص گرديد ، جايگاه او در طليعه عصر نيابت نيز آشكار مى شود . بدون شك ، كمترين لغزشى در حوزه حديثى قم ، مى توانست اركان مقام نيابت را بلرزاند و موجب گمراهى مردم شود . از اين روست كه به روايت كلينى ، نخستين سفير ، احمد را از قم به بغداد فراخواند تا با حضور او ، ترديد گروهى را كه نسبت به مقام نيابت او شك داشتند ، بزدايد . [٤] او
[١] الغيبة ، ص ٢١٥ .[٢] همان جا .[٣] همان ، ص ١٧٤ ـ ١٧٦ .[٤] الكافى ، ج ١ ، ص ٥١٧ .