مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٣٣
باشند ، مانند «كتاب صلاة» حريز بن عبد اللّه و كتاب هاى فرزندان سعيد اهوازى و على بن مهزيار ، و يا از غير فرقه اماميه باشند ؛ مانند كتاب قاضى حَفْص بن غياث و كتاب هاى حسين بن عبيد اللّه سعدى و كتاب قبله على بن الحسن طاطرى. و رئيس محدّثان ، [١] مبناى متعارف قدما حركت كرده و به صحّت همه احاديث خود (در كتاب من لا يحضره الفقيه) حكم كرده است و دسته اى از عالمان بزرگ رجالى ، بر همين روال ، حركت كرده اند ؛ چون قرائتى كه موجب وثوق و اعتماد است ، برايشان ظاهر گشته است.
گفتار استادِ اكبر ، وحيد بهبهانى قدس سره
استاد اكبر در تعليقه بر رجال آورده است: صحيح نزد قدما ، همان است كه به صدور آن از معصومان عليهم السلام وثوق دارند ، خواه منشأ وثوقشان اين باشد كه راوى از ثقات است يا امارات ديگر ، و قدما ، قطع به صدور و يا ظنّ به صدور ، پيدا مى كردند و استادِ اكبر و ديگران ، تصريح كرده اند كه بين صحيح به اصطلاح قدما و صحيح به اصطلاح متأخّران ، عموم و خصوص مطلق است و اين ، روشن است. بنا بر اين حكم شيخ كلينى قدس سره به صحّت روايات ، مستلزم صحّت آنها به اصطلاح متأخّران نيست ، چون احتمال مى رود كه منشأ صحّت در همه روايات و يا در برخى روايات ، غير از وثاقت راوى باشد ، و تو آگاهى كه اين اشكال بر كسى وارد است كه بخواهد به صرف شهادت شيخ كلينى بر حجّيت حكم بر صحّت احاديث الكافى يا اصطلاح جديد كند ؛ ولى كسى كه خبر حجّيت نزد وى همان باشد كه عالمان از همان راه ها بدان وثوق پيدا كرده اند و قرائنى كه شيخ بهايى و ديگران از عالمان رجال ذكر كرده اند، وثوق و اطمينان به صدور خبر مى آورد ، نه صحّت مضمونش . پس شهادت كلينى نزد وى ، سودمند خواهد بود ، بلكه براى بيشتر علما سودمند است ؛ چرا كه
[١] . بحارالأنوار، ج ١٠٧ ، ص ١٩٠ (به نقل از مستدرك الوسائل ، ج ٣ ، ص ٤٦٥ و خاتمة) .[٢] . الذكرى، ص ٢٥٢ . همچنين ، ر . ك : الكافى ، ج ٣ ، ص ٤٧٣ ، ح ٨ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ٣، ص ١٨٢ ، ح ٤١٣ (به نقل از مستدرك الوسائل ، ج ٣ ، ص ٤٦٥) .[٣] . مرآة العقول، ج ١ ص ٣؛ (به نقل از مستدرك الوسائل ، ج ٤ ، ص ٤٦٦).[٤] . در سال وفات كلينى ، بين سال ٣٢٩ و ٣٢٨ ق ، اختلاف است (ر.ك: مستدرك الوسائل ، ج ٣ ، ص ٤٦٨ ، حاشيه شماره يك) .[٥] . كشف المحجّة ، ص ١٥٩ (به نقل از مستدرك الوسائل، ج ٣ ، ص ٤٦٨ ، خاتمة) .[٦] . ظاهرا مراد او از «بعض» ، ملّا خليل قزوينى است (مستدرك الوسائل ، ج ٣ ، ص ٤٧٣ ، حاشيه ٣) .[٧] . متأخّران ، حديث را به چهار دسته تقسيم مى كنند: صحيح، حسن، موثّق يا قوى، و ضعيف.[٨] . تَلّعُكبَرى ، از بزرگان شاگردان كلينى بوده و كلينى ، از شاگردان خود ، جز تلّعكبرى ، در الكافى نقل نكرده است (مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٤٧٨).[٩] . ر. ك: مستدرك الوسائل ، ص ٤٨٢.