مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٣٧
عبّاسى نام برده است . گفته مى شود كه جبايى ، مورّخ برجسته، محدّث و متكلّم شافعى مذهب نيز اشارات بسيارى به كلينى داشته است . [١] هيچ يك از سه نويسنده ياد شده ، به هنگام اشاره به نويسنده الكافى ، سخنى توهين آميز و ناسزاگونه به كار نبرده اند. آنان اگر متوجّه مى شدند كه در شخصيت كلينى ، نكته قابل اعتراضى وجود دارد و يا كاستى اى در كار او يافت مى شود ، حتما بدان اشاره مى كردند. درباره درجه اعتماد و اطمينان توصيف شده براى الكافى توسّط مؤلّف آن ، اين نكته ، پذيرفتنى است كه گفته شود در روايات منتخب كلينى در الكافى ، موارد مشكوك نيز وجود دارد. در نگاه محقّق معاصر ايرانى ، دكتر سيّد حسين مدرّسى طباطبايى (پژوهشگر و استاد رشته حقوق اسلامى دانشگاه پرينستون) ، نه هزار و ٤٨٥ حديث يا تقريبا دو سوم از روايات الكافى در اين رتبه بندى ، غير صحيح و مشكوك هستند . [٢] همچنين فؤاد سزكين ، اعتبار بخش سوم الكافى (الروضه) را مورد ترديد قرار داده است ؛ ليكن دلايل وى ، متقاعدكننده نيستند . به نظر مى رسد وسيله مناسب براى ارزيابى مختصر نگرش كلينى در روش انتخابى او ، در گردآورى و ارائه روايات ، نهفته است. مطابق نظر دكتر اختر ، مى توانيم چنين بگوييم كه كلينى ، احاديث كتابش را مطابق اعتبار آنها مرتّب نموده است ، بدين گونه كه احاديث بسيار معتبر و قابل اعتماد را در آغاز هر بخش از كتاب ، گزارش كرده و احاديث ضعيف و داراى ابهام را در بخش پايانى بخش مربوط قرار داده است . [٣] افزون بر اين ، كلينى در موارد بسيارى ، احاديث متناقض را در يك
[١] متفكّران شيعه دوازده امامى ، ص ٧.[٢] بحران و تثبيت در شكل گيرى دوره اسلام شيعى ، ص ٤٧ .[٣] متفكّران شيعه دوازده امامى، ص ١٢.