مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٣٠
هبط جبرئيل على آدم عليه السلام فقال: يا آدم! إنّى أمرت أن أخيرك واحدة من ثلاث فاخترها ودع إثنتين . فقال له آدم: يا جبرئيل! وما الثلاث؟ فقال: العقل والحياء و الدّين . فقال آدم: إنّى قد اخترت العقل . فقال جبرئيل عليه السلام للحياء والدّين: إنصرفا و دعاه . فقالا: يا جبرئيل! إنّا أمرنا أن نكون مع العقل حيث كان، قال : فشأنكما و عرج . مطابق اين حديث ، به آدم عليه السلام توسّط جبرئيل عليه السلام امر شد تا ميان عقل و حيا و دين ، انتخاب كند . بر اين اساس ، پدر بشر بر اساس عقل تصميم مى گيرد. بعد از آن ، جبرئيل عليه السلام دستور داد تا دو تاى ديگر (حيا و دين) برگردند ، ولى آن دو نپذيرفتند ؛ چرا كه آن دو از طرف خداوند دستور داشتند تا هميشه همراه عقل ، باقى بمانند. در اين جا قصد پرداختن به محتواى همه احاديث موجود در اين بخش را ندارم ؛ بلكه از ميان آنها به مواردى مى پردازم كه بسيار مهم هستند . ه ، حديث سوم از امام جعفر صادق عليه السلام ، از جهت اين كه تعريفى از عقل ارائه كرده ، جنبه آموزشى و تعليمى دارد : عن بعض أصحابنا رفعه إلى أبى عبد اللّه عليه السلام قال : قلت له : ما العقل؟ قال : ما عبد به الرحمن واكتسب به الجنان . [١] مطابق بخشى از اين حديث ، شخصى از صحابه آن حضرت ، از ايشان درباره معناى عقل پرسش مى كند كه در نتيجه آن پرسش ، امام عليه السلام پاسخ مى دهد كه عقل ، چيزى است كه خداوند بخشايشگر ، با آن پرستيده مى شود و بهشت ، بدان دست مى آيد. حديث پنجم نيز شبيه همين مضمون است. در اين حديث ، از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: من كان عاقلاً كان له دين ، و من كان له دين دخل الجنة ؛ [٢] شخص عاقل ، هميشه ديندار است ، و آن كه ديندار باشد ، به بهشت درمى آيد .
[١] همان ، ص ٢٦ و ٢٧ ، ح ٣ .[٢] همان ، ص ٢٧ و ٢٨ ، ح ٦ .